تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ١٠٦ - در بيان آن كه دعاى عارف و اصل و درخواست او از حق همچو درخواست حق است از خويشتن كه كنت له سمعاً و بصراً و يداً و قوله تعالى و ما رميت اذ رميت و لكن الله رمى و آيات و اخبار و آثار درين بسيار است و شرح سبب سازى حق تا مجرم را گوش گرفته به توبهء نصوح آورد
آيه
روايت
((٢٢٦١)) كاشكى مادر نزادى مر مرا يا مرا شيرى بخوردى در چرا
((٢٢٦٢)) اى خدا آن كن كه از تو مى سزد كه ز هر سوراخ مارم مى گزد
((٢٢٦٣)) جان سنگين دارم ودل آهنين ور نه خون گشتى در اين درد وحنين
((٢٢٦٤)) وقت تنگ آمد مرا ويك نفس پادشاهى كن مرا فرياد رس
((٢٢٦٥)) گر مرا اين بار ستارى كنى توبه كردم من ز هر ناكردنى
((٢٢٦٦)) توبهام بپذير اين بار دگر تا ببندم بهر توبه صد كمر
((٢٢٦٧)) من اگر اين بار تقصيرى كنم پس دگر مشنو دعا وگفتنم
((٢٢٦٨)) او همى زاريد وصد قطره روان كاندر افتادم به جلَّاد وعوان
((٢٢٦٩)) تا نمى رد هيچ افرنگى چنين هيچ ملحد را مبادا اين چنين
((٢٢٧٠)) نوحه ها مى كرد او بر جان خويش روى عزراييل ديده پيش پيش
((٢٢٧١)) اى خدا واى خدا چندان بگفت كان در وديوار با او گشت جفت
آيه « وما رَمَيْتَ إِذْ رَمَيْتَ ولكِنَّ الله رَمى ٨ : ١٧ » (١) ( آن مشت ريگ را كه انداختى تو نبودى ، بلكه خداوند بود كه آن را انداخت ) .
روايت « عن النبى صلى الله عليه وآله : عن الله : مازال العبد يتقرب الى با النوافل حتى احبه فاذا احببته كنت سمعه الذى يسمع به وبصره الذى يبصر به ويده التى يبطش بها ورجله التى يمشى بها . » (٢) ( بندهء من به وسيلهء اشتغال به عبادات محبوب ( مستحب ) تدريجاً به من نزديك مى شود تا اين كه او را دوست بدارم ، وقتى كه او را دوست داشتم ، به منزلهء گوش او مى شوم
(١) سوره الانفال ، آيهء ١٧ . .
(٢) اين روايت بنا به گفتهء انقروى ، از ابو هريرهء دوسى نقل شده است وروايات ابو هريره بايستى بيشتر مورد دقت قرار بگيرد . .