تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٤٧ - قلمرو مشيت الهى
١ - گروهى از آيات صريحا مى گويد : خداوند همه چيز را نخواسته است يعنى چنان نيست كه تمام رويدادهايى را كه از انسان پديدار مى شود ، مربوط به مشيت خداوندى است ، مانند « ولَوْ شاءَ الله لَجَعَلَكُمْ أُمَّةً واحِدَةً ولكِنْ لِيَبْلُوَكُمْ ٥ : ٤٨ . » [١] ( اگر خداوند مى خواست شما را يك امت مى گردانيد ، ولى شما را در آن چه كه داده است آزمايش مى كند ) .
مفاد اين آيه وآيات گروه دوم چنين است كه مشيت خداوندى نه اجتماع آنان را به طور تكوينى خواسته است ونه پراكندگى آنان را ، بلكه موقعيتى را كه براى آنان به وجود آورده ، براى آزمايش مى باشد . از اينجا مى توان بيك قضيهء كلى كه دليل روشنى براى عدم عموميت مشيت او است ، استفاده كرد وآن اينست كه اگر چنين است كه همهء رويدادهاى بشرى بايد مطابق مشيت الهى صادر شود ، آزمايش بكلى نامعقول وپوچ خواهد بود . از اين قبيل آيات كه مشيت خداوندى را از كارهاى اختيارى انسانها بر كنار معرفى مى كند زياد است ، مانند آيه ٣٥ - و ١٠٧ و ١١٢ الانعام .
٢ - آياتى در قرآن مجيد وجود دارد كه با صراحت قاطعانه تعلق مشيت خداوندى را به شرك وكفر وفسق نفى مى كند . مانند :
« سَيَقُولُ اَلَّذِينَ أَشْرَكُوا لَوْ شاءَ الله ما أَشْرَكْنا ولا آباؤُنا ولا حَرَّمْنا مِنْ شَيْءٍ كَذلِكَ كَذَّبَ اَلَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ حَتَّى ذاقُوا بَأْسَنا ٦ : ١٤٨ . . . » [٢] ( آنان كه شرك ورزيدهاند ، خواهند گفت : اگر خدا مى خواست ، نه ما ونه پدرانمان به خدا شرك نمى ورزيديم وچيزى را هم تحريم نمى كرديم . به همين ترتيب كسانى كه پيش از آنان بودند حقيقت را تكذيب كردند تا عذاب ما را چشيدند . )
[١] سوره المائده آيه ٤٨ . .
[٢] سوره الانعام ، آيهء ١٤٨ - سوره النحل ، آيه ٣٥ - سوره الزخرف ، آيه ٢٠ . .