تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٢٩٩ - تفسير ابيات
تفسير ابيات شيخ به آن عظمت راه گدايى را پيش گرفت وكو به كو مى گشت . شما مى گوييد : يعنى چه ؟ ونمى دانيد كه عشق است كه از بىنيازترين فرد نيازمندترين گدا مى سازد واز گداترين مخلوقات مستغنىترين فرد بيرون مى آورد [ مگر همين عشق نبود كه طرف خطاب جلال الدين قرار گرفته وبه او مى گويد ] :
سجاده نشين با وقارى بودم بازيچهء كوى كودكانم كردى
عشق دريا را مانند ديگ مى جوشاند وكوه را مى سايد ومانند ريگ خرد ونرمش مى كند . عشق صد شكاف در فلك به وجود مى آورد وزمين را مى لرزاند ، به جهت دمسازى عشق با محمد صلى الله عليه وآله بود كه خدا به او فرمود : « لولاك لما خلقت الافلاك « به جهت بىهمتايى او در قلمرو عشق بود كه به آن اختصاص عالى در ميان پيامبران نائل آمد . اگر عشق پاك الهى نبود ، جهان هستى نمى توانست خلعت وجود بپوشد .
بالا وبلندى وعظمت چرخ برين را رمزى از عظمت عشق قرار دادهام . بلى منافع وخواص فراوانى را براى افلاك منظور كردهام ، اما آن همه منافع وخواص مانند تخم مرغ است كه مقدمه وتابع وجود جوجهء مرغ است ، گسترش آرام وحالت تسليم گشتن خاك را رمزى از حال تسليم عشاق كوى الهى قرار دادم . آنگاه از همين خاك تسليم شده وبىاختيار ، سبزىها وگلها در آوردم تا بدانى كه دل زار وتسليم شدهء مردان الهى چه تحولات تكاملى را در خود دارند . همين كوه هاى با وقار وسر به فلك كشيده ، ثبات واستقرار حال عشاق را به تو باز گو مى كنند .
اگر چه عشق از مقولهء معنى وافلاك وخاك وكوه از جنس ماده وصورت ونقشاند ، اما براى توضيح چارهاى جز تشبيه معقول بر محسوس نداريم چنانكه .
((٢٧٤٦)) غصه را با خار تشبيهى كنند آن نباشد ليك تنبيهى كنند
((٢٧٤٧)) آن دل قاسى كه سنگش خواندند نامناسب بد مثالى راندند
((٢٧٤٨)) در تصور در نيايد عين آن عيب بر تصوير نه نفيش مدان