تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٥٢٧ - آيه
ارزش شخصيتها بقدر انديشهاى است كه در آن راه مى يابد -
اى برادر تو همان انديشه اى مابقى خود استخوان وريشه اى گر بود انديشه ات گل گلشنى ور بود خارى تو هيمهء گلخنى
اگر چه در ظاهر انديشه هاى غم انگيز راهزن شادىها است ولى همين هيجانات وجريانات راه را براى ورود شادىها به درون شما هموار مى سازد وخانه را مى روبد ، تا شادىهاى تازه ترى از اصل خيرات وكمالات به شما روى بياورد [١] اين انديشه هاى ناگوار -
مى فشاند برگ زرد از شاخ دل تا برويد برگ سبز متصل
غم واندوه ريشه هاى كج وپوسيده را از جاى بر مى كند تا بيخ نو را كه تا كنون پوشيده بود آشكار سازد .
سرو كهنه را كه در درون آدمى خشكيده است ، در مى آورد ودور مى اندازد « تا خرامد سرو نو از ماورا » اندوه آن نعمت الهى است كه هر چه از دل بركند يا ببرد ، بهتر از آن را به جان آن مى آورد . مخصوصاً براى كسانى كه بيقين مى دانند كه غم واندوه بندهء تسليم شدهء اهل يقين است .
اگر ابر وبرق ترش رويى نكند ، خنده هاى مداوم آفتاب رز ومزارع را بسوزاند . سعد ونحس مانند ستاره است كه در درون آدمى خانه به خانه در حركتست . در آن هنگام كه غم واندوه در برج خانهء دل است مانند طالع برج دل شيرين وچالاك باش ، تا موقعى كه با ماه غم زداى حقيقت پيوسته شود در بارهء تو با سلطان دل شكرگزارىها كند . مدت هفت سال ايوب آن پيامبر بزرگوار با رضايت وشكيبايى در بلا خوش بود وبا مهمان خدايى خوش رويى داشت . تا همان بلا وقتى كه به طرف خدا بر مى گردد ، در بارهء ايوب شكرگزارىها كند وبگويد : آن بندهء بردبار با من كه محبوبها
[١] اين مضمون را ويكتور هوگو چنين گفته است كه : « اندوه ها وخرابىها وپريشانىها به درون ما راه مى يابند ، ما نبايد از اين اندوه ها وويرانىها خود را ببازيم ، بلكه بايد روى همين ويرانىها آبادىها وشادىها بنا كنيم . » .