تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٣٧٨ - توضيحى در بارهء علم خداوندى كه با كلمهء ماضى يا مستقبل ذكر شده است
راه دوم - آشكار كند معلوم خودش را . [١] اگر اين مطلب را در نظر بگيريم كه مقصود از علم در بعضى از آيات معلوم است نه ذات علم مانند :
« ولا يُحِيطُونَ بِشَيْءٍ مِنْ عِلْمِه إِلَّا بِما شاءَ ٢ : ٢٥٥ » [٢] ( وبه چيزى از علم خداوندى احاطه ندارند مگر آن چه را كه خدا بخواهد ) .
مشكل علم الهى با ظهور معلوم او در عالم هستى حل خواهد گشت . بدين معنى كه آزمايشهاى خداوندى با بروز نيتها وفعاليتهاى آزاد مردم معلوم خداوندى را در پهنهء هستى نمودار مى سازد . روشنترين آيهاى كه به اين معنى دلالت مى كند ، آيه ايست در سورهء فصّلت كه مى گويد :
« وما كُنْتُمْ تَسْتَتِرُونَ أَنْ يَشْهَدَ عَلَيْكُمْ سَمْعُكُمْ ولا أَبْصارُكُمْ ولا جُلُودُكُمْ ولكِنْ ظَنَنْتُمْ أَنَّ الله لا يَعْلَمُ كَثِيراً مِمَّا تَعْمَلُونَ ٤١ : ٢٢ . » [٣] ( شما نمى توانيد شهادت گوش وديدگان وپوستهاى خودتان را مخفى كنيد ولى گمان كردهايد كه خداوند مقدار زيادى از كارهاى شما را نمى داند ) وآيهاى در سوره يس كه مى گويد :
« اَلْيَوْمَ نَخْتِمُ عَلى أَفْواهِهِمْ وتُكَلِّمُنا أَيْدِيهِمْ وتَشْهَدُ أَرْجُلُهُمْ بِما كانُوا يَكْسِبُونَ ٣٦ : ٦٥ . » [٤] ( امروز به دهانهاى آنان مهر مى زنيم ، دستهاى آنان با ما گفت گو مى كنند وپاهايشان به آن چه كه انجام دادهاند شهادت مى دهند ) .
معناى اين دو آيه اين است كه معلوم خداوندى در اجزاء وپديده هاى عالم هستى نمودار مى شود . مانند قدرت وحكمت وعدالت او كه موقعى كه شعاع آن اوصاف به عالم هستى جارى مى شود ، در مجراى
[١] تفسير ابو الفتوح رازى . .
[٢] سوره البقره ، آيهء ٢٥٦ . .
[٣] سوره فصّلت ، آيهء ٢٢ . .
[٤] سوره يس ، آيهء ٦٦ . .