تفسير ونقد وتحليل مثنوى جلال الدين محمد مولوى - علامه جعفری - الصفحة ٤٦٤ - اجزاى لا يتجزى ( ذرات جسمانى ) و ذرهء نورانى
لوكيپس نظريهء مزبور را ابراز مى دارد ، تا نوبت ديموكريت كه در ترجمه هاى عربى ذيمقراطيس گفته مى شود ، فرا مى رسد ، ولوكريت پاى به ميدان مى گذارد وبناى اين مكتب را مى گذارند . [١] تا دوران فرهنگ اسلامى فرا مى رسد ، در اين دوران اكثريت قريب به اتفاق متكلمين در مقابل فلاسفه از وجود اجزاى لا يتجزى با مباحث مشروحتر از نظريات گذشته دفاع مى كنند .
نظام براى اولين بار بنا بنقل اوتو پريزل مستشرق آلمانى كتابى در بارهء جزء لا يتجزى وانتقاد از آن نوشته است .
از متكلمين مشهور كه معتقد به اجزاى لا يتجزى شدهاند . اشخاص زير را نام مى بريم ابو الهذيل ، معمر ، هشام فوطى ، ضرار ، حفص الفرد ، حسين نجار ، ابو القاسم بلخى ، ابو هاشم الجبائى ، ابو بشر صالح بن ابى صالح ، احمد بن على الشطوى ، محمد بن عبد الله بن مملك اصفهانى .
مباحث متكلمين در باره اجزاى لا يتجزى از جهات مختلف خيلى فراوان است . از آن جمله آيا اعراض هم مركب از اجزاء لا يتجزى هستند ؟ آيا زمان ومكان هم قابل تقسيم به اجزاء مى باشند ؟ آيا افعال خدا كه در پهنهء هستى بروز مى كند ، باجزاى مزبور قابل تقسيم است ؟ . . . بعضى اشخاص گمان كردهاند : انكشاف آتمهاى بنيادين در طبيعت مانند پروتون والكترون ومزونها توانسته است مباحث مربوط به اجزاى لا يتجزى را
[١] كون وفساد ، ارسطو ص ١٠٨ البته مطلبى كه از ديموكريت در اين نظريه نقل شده است ، بدين قرار است : « ما حقايق اشياء را نمى بينيم ، بلكه آن چه را كه مى بينيم ذراتى از اشياء است كه به توسط حواس مشاهده مى كنيم . اين ذرات مخلوق فكر ما است وتعبير اين معنى را ديموكريت با لفظ ايذوس ويا ايدولون نموده است كه به معناى احتمال وتعقل محض است » قاموس فلسفه ، ذيمقراطيس ، فيلسوف تركيه . .