با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٦ - نكتههاى قابل استفاده از اين خطبه شريفه
الهى. آن نيز نه با زور و اجبار، بلكه بهگونه پيشبينىشده در علم خداوند- تبارك وتعالى- و رقم خورده با قلم مشيت الهى.
٤- امام عليه السلام در اين خطبه تأكيد فرمود كه سرنوشت او در رفتن به عراق كشته شدن است. نيز اشاره فرمود كه گرگان ميان نواويس و كربلا، بند از بند وى جدا خواهند كرد.
يعنى اينكه او را به گونهاى زشت خواهند كشت. شايد نواويس و كربلا اشاره به تجمع و گسترش انبوه سپاه اموى در فاصله ميان اين دو منطقه باشد.
آن حضرت با كسانى كه قصد پيوستن به وى را داشتند شرط كرد كه بايد در راه دوستى اهل بيت آماده جانبازى بوده خود را آماده لقاى الهى كرده باشند، يعنى اين كه براى آنها سرنوشتى جز كشته شدن و شكيبايى بر زخم شمشير و نيزه نيست!
امام عليه السلام از اين سخنان چه چيز را اراده كرده بود ... و چرا؟
يك رهبر الهى همانند ديگر رهبران براى تحقق هدف هايش در پى آماده سازى عِدّه و عدّه است و براى رسيدن به آن به تهيه وسايل ظاهرى شناخته شده دست مىيازد. ولى او با رهبرانى كه تنها به دنبال پيروزى ظاهرى هستند تفاوت دارد. او يارانش را با هر ويژگىاى بر نمىگزيند، بلكه آنان را از ميان كسانى همانند خودش انتخاب مىكند؛ كه همه همّتشان كسب خشنودى خداوند باشد. يارانى هدايت شده و هدايت كننده كه با آگاهى از سرنوشت در راهى ناهموار و پر از بيم و خطر ره مىسپرند. رهبر الهى با گزينش ياران خود از ميان چنين مردانى نقشه كار و نوع رويارويى خويش را ترسيم مىكند؛ و در اين مسير به همه كسانى كه به او مىپيوندند اعتماد نمىكند. زيرا ممكن است بسيارى از آنها طمعكار و اهل ريا و گناه باشند؛ كه بايد آنان را آزمود. كاروان حسينى نيز پيش از رسيدن به ميدان رويارويى از وجود چنين عناصرى بايد پاك مىشد. از اين رو با اعلام و تأكيد [امام] بر اين كه سرنوشت آنان قتل و شكيبايى بر شمشير و نيزه است؛ و چنين كارى جز از فدائيان حقيقى و مشتاقان ديدار پروردگار ساخته نيست، آزمايش مىشدند.
اين آزمايش روش معمول همه رهبران الهى است؛ و قرآن كريم درباره اين سنت در آزمايش نهر به دست طالوت عليه السلام چنين مىفرمايد: