با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٧٠ - اوزاعى و نهى از حركت به سوى عراق!
بوده است. از متن روايت چيزى را نمىتوان تعيين كرد- به تاريخ زندگى او هم كه ما آشنا نيستيم. ولى استقبال امام از وى نشان مىدهد كه اوزاعى مىترسيد كه امام به عراق برود و كشته شود. هر چند از ظاهر روايت به صراحت بر مىآيد كه او ناهى بود نه ناصح!
حال ببينيم مقصود امام عليه السلام از اين سخن كه فرمود: «من از امروز تا دوشنبه كشته خواهم شد» چه بود؟ بر دانايان اهل تأمل پوشيده نيست كه اين عبارت پيچيده و متشابه است. آيا امام عليه السلام مىخواست به اوزاعى بگويد كه تو بايد از اين ساعت تا روز دوشنبه كه من در آن كشته مىشوم حساب را نگه دارى؟ از اين رو اوزاعى مىگويد: «همان طور كه فرموده بود براى شمارش روزها، شبها را بيدار ماندم». بنابر اين امام عليه السلام بايد در روز دوشنبه كشته شده باشد! و اين چيزى است كه با روايتهاى مشهورى كه مىگويد روز عاشورا، جمعه يا شنبه بود، توافق ندارد. [١]
يا اينكه امام عليه السلام مىخواست به اوزاعى بگويد: من تا روز دوشنبه در مكه هستم و پس از آن (يعنى روز سهشنبه) روز سفر من به عراق است!؟
مىبينيم كه قوىترين احتمال همين است. چرا كه امام عليه السلام به دليل سخن خودشان در آخرين نامهاى كه همراه قيس بن مسهر صيداوى به كوفه فرستاد، روز سهشنبه از مكه بيرون آمد. در آن نامه آمده است: «... من روز سهشنبه هشت روز گذشته از ذىحجه، روز ترويه، از مكه به سوى شما حركت كردم ...». [٢]
بر اساس اين تقويم، اگر ماه ذى حجه ٢٩ روز بوده باشد، عاشورا جمعه مىشود؛ و اگر سى روز بوده باشد، شنبه مىشود؛ و اين با آنچه درباره روز عاشورا نقل شده است سازگار مىباشد.
[١] براى نمونه از موارد زير مىتوان ياد كرد:
الف- سخن امام حسين عليه السلام به مؤمنان جن: «ولى در روز شنبه- در روايتى ديگر جمعه- كه روز عاشورا است گرد بياييد كه من در پايان آن روز كشته مىشوم ...». (اللهوف، ص ٢٩؛ المطبعة الحيدريه، نجف).
ب- سخن ابىجعفر عليه السلام كه فرمود: «قائم عليه السلام در روز شنبه قيام مىكند، روز عاشورا كه حسين عليه السلام در آن روز كشته شد». (كمال الدين، ج ٢، ص ٦٥٣، باب ٥٧، حديث ١٩).
[٢] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٣٠١ و الارشاد، ص ٢٢٠.