با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤٧ - ٤ - بصريانى كه در مكه به امام عليه السلام پيوستند
يزيد كه امام حسين عليه السلام را در منزلش نديد و شنيد كه به منزلگاه او رفته است بازگشت. با ديدن امام حسين عليه السلام در منزلگاهش گفت: «قل بفضل الله وبرحمته فبذلك فليفرحوا»، درود بر تو اى پسر رسول خدا صلى الله عليه و آله.
پس از سلام بر امام عليه السلام، در حضور حضرت نشست و سبب آمدنش را باز گفت. امام حسين عليه السلام در حق او دعاى خير كرد. سپس يزيد منزلگاهش را به كنار امام حسين عليه السلام انتقال داد و با آن حضرت بود تا آنكه در كربلا جنگيد و كشته شد. پسرانش نيز در حمله نخست كشته شدند.
پسرش، عامر بن يزيد، در رثاى او و دو فرزندش چنين مىگويد:
يا فرْوَ قومى فاندبى خيرالبرية فى القبور
وابكى الشهيد بعبرة من فيض دمع ذى درور
وارثِ الحسين مع التفجع والتأوه والزفير قتلوا الحرام من الائمة فى الحرام من الشهور
وابكى يزيد مجدّلًا وابنيه فى حرالهجير
متزملين، دماؤهم تجرى على لبب النحور
يا لهف نفسى لم تفز معهم بجنات وحورِ [١]
اى «فرو» برخيز و بر بهترين شخص مدفون گريه و زارى كن.
بر شهيدان پياپى اشك بريزيد.
با ناله و آه و زارى بر حسين نوحهسرايى كنيد.
در ماه محرم امام با حرمت را كشتند.
نيز بر يزيد و دو فرزند بر زمين افتادهاش در گرماى نيمروز بگرييد.
آنان آرميدهاند و خون از گلويشان جارى است.
واى بر من كه در بهشت و نزد حورالعين به ايشان ملحق نشوم.
[١] ر. ك. ابصار العين، ص ١٨٩- ١٩٠.