با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤٦ - ٤ - بصريانى كه در مكه به امام عليه السلام پيوستند
آمد و به آن حضرت پيوست؛ و در كربلا در حضور آن حضرت جنگيد تا كشته شد. [١] او در القائميات [٢] نام و سلامى دارد [٣].» [٤]
يزيد بن ثبيط عبدى و دو پسرش، عبدالله و عبيدالله رضى الله عنه: يزيد از شيعيان و از ياران ابىالاسود دؤلى بود. او از بزرگان قبيله خويش و از كسانى بود كه در اجتماع سرّى شيعه در خانه ماريه دختر منقذ عبدى- كه خانهاش محفل انس و محل اجتماع شيعيان بصره بود و در آنجا اخبار رويدادهاى آن روزگار را به گفت و گو مىگذاشتند- حضور يافت. ابن زياد از عزم امام حسين عليه السلام براى رفتن به عراق و مكاتبه كوفيان با آن حضرت باخبر شده بود. از اين رو دستور داد كه كارگزارانش مراقب بگمارند و راهها را ببندند.
يزيد بن ثبيط تصميم گرفت كه نزد امام عليه السلام برود. او كه ده پسر داشت از آنها خواست كه وى را همراهى كنند؛ و گفت: كدام يك از شما مرا همراهى مىكند؟ دو تن از پسرانش به نام عبدالله و عبيدالله اعلام آمادگى كردند.
آنگاه رو به ياران خود در خانه ماريه كرد و گفت: من آهنگ رفتن دارم و مىروم، چه كسى با من بيرون مىرود؟ گفتند: ما از ياران ابنزياد مىترسيم!
گفت: من پا به ركاب كنم از تعقيب هيچ تعقيب كنندهاى باك ندارم.
آنگاه او و دو پسرش به همراه عامر و غلامش، سيف بن مالك و ادهم بن اميه بيرون آمدند. در راه نيز نيرويشان بيشتر شد تا آنكه در ابطح مكه به حسين عليه السلام رسيد. پس از مدتى استراحت در منزلگاهش، به منزلگاه امام حسين عليه السلام رفت.
امام عليه السلام پس از شنيدن خبر آمدنش به جستوجوى او برآمد تا آنكه به منزلگاهش رسيد.
به حضرت گفتند: به منزلگاه شما رفته است. امام عليه السلام همانجا نشست و در انتظار ماند.
[١]- الحدائق الورديه، ص ١٢٢.
[٢] به دو زيارتنامه رجبيه و ناحيه مقدسه، القائميات گفته مىشود.
[٣] در زيارت ناحيه مقدسه سلام بر وى چنين آمده است: «السلام على قعنب بن عمر التمرى» (الاقبال، ج ٣، ص ٧٨).
[٤] ابصار العين، ص ٢١٥- ٢١٦.