با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٤٤ - ٣ - كوفيانى كه در مكه به آن حضرت پيوستند
توانا بود. او از اصحاب على عليه السلام بود و در صفين همراه آن حضرت جنگيد. امام عليه السلام او را به جنگ خرّيت خارجى فرستاد و هنگام كشته شدن خرّيت فرماندهى جناح راست سپاه معقل بن قيس را داشت.
عبدالقادر بغدادى، صاحب كتاب خزانة الادب گويد: [١] او از كسانى بود كه از مكه با حسين عليه السلام آمد و حضرت او را در قصر بنى مقاتل همراه حجاج جعفى نزد عبيدالله بن حر جعفى فرستاد.
مرزبانى در معجم الشعرا گويد: او از تابعان و پدرش از صحابه بود. [٢]
ولى مامقانى مىنويسد: او دوران پيامبر صلى الله عليه و آله را درك كرد. در روزگار عمر در قادسيه حضور داشت، و در جنگ صفين از ياران اميرالمؤمنين عليه السلام بود. سپس امام عليه السلام او را تحت فرماندهى معقل بن قيس، به جنگ خوارج فرستاد. [٣]
مقتل نگاران و سيرهنويسان گفتهاند كه چون در روز دهم جنگ درگرفت، يزيد بن مغفل اجازه مبارزه خواست. پس از آنكه امام عليه السلام اجازه فرمود، گام پيش نهاد و اين رجز را مىخواند:
انا يزيد وأنا ابن مغفل وفى يمينى نصل سيف منجل
أعلو به الهامات وسط القسطل عن الحسين الماجد المفضل
من يزيد و پسر مغفل هستم و در كفم شمشيرى است برنده و پيكانى چاك دهنده.
بدان وسيله در ميان گرد و غبار بر مردم حمله مىبرم، در دفاع از حسين ارجمند و با فضيلت.
سپس آن قدر جنگيد تا كشته شد. [٤]
[١]- ر. ك. خزانة الادب، ج ٢، ص ١٥٨.
[٢] ر. ك. ابصار العين، ص ١٥٣.
[٣] تنقيح المقال، ج ٣، ص ٣٢٨.
[٤] ر. ك. ابصار العين، ص ١٥٣- ١٥٤.