با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣٧ - يك نقل مجعول
نقل كردهاند- نيامدهاست. ذهبى و همچنين مزّى اين روايت را بهگونه مرسل نقل كردهاند و شايد آن را از ابن عساكر روايت كرده باشند. در سند روايت نيز بيش از يك مجهول وجود دارد؛ و در سلسله روايت كسى ديده مىشود كه خود ابن عساكر او را به سست دينى متهم مىكند، مثل بزاز [١]. ديگرانى نيز هستند كه حديثشان قوى نيست، مانند ابن فهم. [٢]
از اين گذشته، چنين امرى كار نكوهيدهاى بود و در صورتى كه وقوع آن صحت داشت بعدها بر ابنحنفيه و پسرانش خرده گرفته مىشد و نشانههاى آن در كتابهاى تاريخى و روايى به چشم مىخورد. مثلًا محمد حنفيه و فرزندانش به وسيله يك يا چند تن از ائمه يا يكى از بنىهاشم و يا ديگر مردم نكوهش مىشدند و از سوى ديگر محمد و فرزندان او از موضع خويش مبنى بر نپيوستن به امام در مقام دفاع برمىآمدند؛ و چنين نكوهش و دفاعى در كتابهاى چاپى و يا نسخههاى خطى به ثبت مىرسيد.
ولى ما نه بر صفحات تاريخ و نه احاديث منقول از ائمه درباره قيام حسينى و يا نقلهاى مربوط به خود محمد حنفيه و پسرانش در اين باره چيزى نديدهايم.
از اينرو، مىبينيم كه آنچه ابنعساكر در اين باره نقل مىكند، يك افزايش دروغين تاريخى است؛ و هيچ بعيد نيست كه يكى از راويان اين سند تمايلات اموى داشته، [٣] خواسته باشد كه يكپارچگى صفوف بنىهاشم را در موضعگيرى نسبت به قيام حسينى مخدوش سازد؛ و به ويژه از محمد حنفيه كه به امامت حسنين عليهما السلام و زينالعابدين عليه السلام، به عنوان امام عصر خود پس از اميرالمؤمنين عليه السلام، اعتقاد داشت، بد بگويد.
[١] وى ابوبكر، محمد بن عبدالباقى بزاز است (ر. ك. سير اعلام النبلاء، ج ٢٠، ص ٢٥).
[٢] وى حسين بن فهم فقيه است. دار قطنى گويد: او قوى نيست. (ر. ك. سير اعلام النبلاء، ج ١٣، ص ٤٢٧ و تاريخ بغداد، ج ٨، ص ٩٣).
[٣] در سند اين روايت ابن عساكر، محمد بن عمر واقدى ديده مىشود كه شيخ مفيد دربارهاش مىگويد: واقدى، عثمانى مذهب و از اميرالمؤمنين، على عليه السلام، بيزار بود. (كتاب الجمل، ص ٥٤). واقدى مىگفت: كَرخْ خاستگاه فرومايگان است، و منظور او محل سكونت رافضيان بود! (تاريخ بغداد، ج ٣، ص ٣ و قاموس الرجال، ج ٩، ص ٤٩٢)؛ و همه رجاليون اهل تسنن او را به دروغگويى متهم كردهاند (ر. ك. فصل دوم، ملاحظه چهارم از ملاحظات مربوط به نامه يزيد به ابنعباس، ص ١٥٠- ١٥١).