با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٧٥ - سفر اشدق به مدينه منوره و تهديد مردم
تاب نياورد و چارهاى جز اين نديد كه راز آمدن امام حسين عليه السلام به مكه را جويا شود؛ و امام عليه السلام در پاسخ وى كه از تصميم ايشان پرسيد، گفت: «به خداوند و اين خانه پناه آوردهام». [١]
پاسخ امام عليه السلام به روشنى دلالت دارد بر اين كه حكومت بنىاميه، در مدينه نسبت به امام عليه السلام قصد سوء داشت. مثل اين كه مىخواست حضرت را وادار به اقامت اجبارى گرداند يا ناگهان او را بكشد يا وى را دستگير كند و نزد يزيد بفرستد. از اين رو امام عليه السلام با ترس و بيم شهر را ترك گفت. پيش از اين اشاره كرديم كه گرچه بيم جان، يكى از اسباب خروج آن حضرت از مدينه بود، ولى در طولِ عامل مهمتر، يعنى بيم از محدود شدن انقلاب در محدوده مدينه و يا خفه شدن در نطفه پيش از شعلهور شدن و رسيدن شعلههاى آن به جاهاى مورد نظر بود. علاوه بر اين امام عليه السلام نهايت تلاش را به خرج مىداد تا حرمت حرم رسول خدا صلى الله عليه و آله با قتل وى شكسته نشود.
سفر اشدق به مدينه منوره و تهديد مردم
بسيارى از روايتهاى تاريخى از رسيدن عمرو بن سعيد اشدق به مدينه منوره در ماه رمضان سال شصت هجرى سخن مىگويند. گويا سفر اين سركش به مدينه، پس از عزل وليد بن عتبه از منصب واليگرى شهر در همان ماه بود. به احتمال بسيار زياد اين سركش اموى از مكه به مدينه رفته است؛ زيرا بيشتر مورخان نوشتهاند كه اوهنگام مرگ معاويه والى مكه بود و پس از عزل وليد، ولايت مدينه نيز بر قلمروش افزوده شد.
چون عمرو بن سعيد بن عاص اشدق وارد مدينه شد، بر منبر رسول خدا صلى الله عليه و آله رفت و بر آن نشست و چشمان خويش را بست؛ و در اين حال جبه، ردا و عمامهاى سرخرنگ پوشيده بود. مردم مدينه با شگفتى به لباسهايش نگاه مىكردند. آنگاه چشمانش را گشود و چون ديد كه مردم به او نگاه مىكنند، گفت: شما را چه شده است اى مردم مدينه كه به من چشم دوختهايد. گويا مىخواهيد ما را با شمشيرهايتان بزنيد. آيا رفتار پيشينتان و بخشش ما شما را فريفته است! اگر براى رفتار نخست شما را تنبيه مىكردند، دومى به كار نبود! شما گول اين را خورديد كه عثمان را كشتيد و خونخواهان بر شما سخت
[١] تذكرةالخواص، ص ٢١٤.