با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٦ - در تنگنا گذاشتن و حبس و قتل مخالفان
در تنگنا گذاشتن و حبس و قتل مخالفان
«ابن زياد پس از آگاهى بر مكاتبه اهل كوفه با حسين عليه السلام، ٤٥٠٠ تن از توابين، ياران اميرالمؤمنين و ديگر قهرمانانى را كه با وى پيكار مىكردند، از آن جمله سليمان بن صرد و ابراهيم بن مالك اشتر را به زندان افكند ... در ميان آنها قهرمانانى بودند كه راهى براى يارى حسين نداشتند؛ زيرا در غل و زنجير بودند و يك روز درميان به آنها غذا دادهمىشد». [١]
محقق شيخ باقر شريف قرشى از كتاب «المختار مرآة العصر الاموى» (مختار آينه دوران بنىاميه) نقل مىكند كه شمار كوفيان زندانىشده بهوسيله ابنزياد دوازده هزار تن بود. او همچنين از كتاب «الدر المسلوك فى احوال الانبياء و الاوصياء» نقل مىكند كه از جمله اين زندانيان سليمان بن صرد خزاعى، مختار بن يوسف ثقفى و چهار صد تن از بزرگان و داعيان بودهاند. [٢]
طبرى مىنويسد: ابن زياد فرمان داد تا مختار و عبدالله بن حارث را بجويند؛ [٣] و براى دستگيرى آن دو جايزه تعيين كرد. در نتيجه آن دو دستگير شده به زندان افتادند. [٤]
[١] تنقيح المقال، ج ٢، ص ٦٣؛ و ر. ك. قاموس الرجال، ج ٥، ص ٢٨٠.
[٢] ر. ك. حياة الامام الحسين بن على عليه السلام، ج ٢، ص ٤١٦؛ محقق قرشى گويد: اين تصميمها طوفانى از جزع و بىتابى را برانگيخت؛ نه تنها در كوفه بلكه در همه نقاط عراق، كوفيان از دخالت در هر موضوع سياسى بركنار نگه داشته شدند و هيچ گونه تلاش مخالفت آميزى از آنان سر نزد. آنان يقين كردند كه قدرت براندازى حكومت اموى را ندارند؛ و در نتيجه به سياستهاى سختگيرانه آنها تن دادند و آرام نشستند. (همان مأخذ، ج ٢، ص ٤١٦).
ما در اين باره ديدگاهى داريم كه شايد در فصل «حركت امت» در همين كتاب بيان كنيم، ان شاء الله تعالى.
[٣] عبدالله بن حارث بن نوفل بن حارث بن عبدالمطلب: وى كسى است كه امام حسن (ع) او را نزد معاويهفرستاد؛ و روايتى از رسول خدا صلى الله عليه و آله در فضيلت فاطمه (س) دارد. او كسى است كه ابن زياد همراه مختار به زندانش افكند. (مستدركات علم رجال الحديث، ج ٤، ص ٥٠٨). او در روزگار پيامبر صلى الله عليه و آله به دنيا آمد. هنگام مرگ يزيد با اهل بصره اجتماع كرد تا رياست آنان را عهدهدار گردد. زبير بن بكار گفته است: او پسر خواهر معاويه به نام هند است. پس از فرار ابن زياد، مردم بصره به اتفاق او را به رياست برگزيدند؛ و به پسر زبير نوشتند كه با او بيعت كنند. او نيز رياست عبدالله را تأييد كرد. عبدالله در فتنه عبدالرحمن بن محمد بن اشعث از ترس حجاج، از بصره به عمان گريخت و در سال ٨٤ ه در آنجا درگذشت. (ر. ك. سير اعلام النبلاء، ج ١، ص ٢٠٠). او از سران بنىهاشم بود. (همان مأخذ، ج ٣، ص ٥٣١).
[٤] تاريخ طبرى، ج ٣، ص ٢٩٤.