با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٨ - ملاحظاتى چند پيرامون اين نامه
همه خواستههاى آن حضرت را، به شرط دست كشيدن از دعوت، برآورده سازند. اما پاسخ پيامبر صلى الله عليه و آله در برابر اين فريب و تهمت چنان قاطع بود كه براى هميشه روزگار جاودان خواهد ماند: «اى عمو، به خدا سوگند اگر خورشيد را در دست راست و ماه را در دست چپم بگذارند كه از اين كار دست بدارم، چنين نخواهم كرد تا آن كه خداوند دينش را چيره گرداند يا خود در اين راه هلاك گردم.» [١]
٤- با عنايت به محتواى نامه، شايان توجه است كه عالمان رجال درباره واقدى، ناقل اين نامه، با ترديد مىنگرند و حتى او را به دروغگويى متهم مىسازند. ذهبى گفته است:
«بخارى گويد: دربارهاش سكوت اختيار كردهاند؛ احمد و ابن نمير او را وانهادهاند. اسلم و ديگران گفتهاند: حديثهايش متروك است. نسائى گفته است: ثقه نيست. شافعى گفته است: كتابهاى واقدى دروغ است. ابنمعين گفته است: واقدى كسى نيست. جاى ديگر گفته است: حديث او را نبايد نوشت. احمد بن حنبل گفته است: واقدى دروغگوست.
اسحاق گفته است: از نظر من او حديث جعل مىكند. نسائى گفته است: چهارتن به جعل حديث از زبان پيامبر مشهورند ... و واقدى در بغداد. ابوزرعه گفته است: مردم حديث واقدى را وانهادهاند. عبدالله بن على مدينى بهنقل از پدرش گويد: نزد واقدى بيستهزار حديث است كه من نشنيدهام؛ و آنگاه ضمن تضعيف او گويد: از او نبايد روايت كرد.» [٢]
اينها ديدگاههاى رجاليون اهل تسنن بود؛ ولى رجاليون شيعه نه او را ستوده و نه نكوهش كردهاند. [٣] هر چند مامقانى كوشيده است تا وى را در زمره «حَسَن» ها به شمار آورد؛ [٤] و در اين ميان تنها ابن نديم قايل به تشيع اوست.
از اين گذشته، خود روايت مُرْسَل است. زيرا راوى نامه يعنى واقدى پس از سال ١٢٠ هجرى زاده شده است؛ و حال آن كه نامه در سال شصتم هجرى نوشته شده است.
به نظر مىرسد، نخستين كسى كه گفته اين نامه براى ابن عباس فرستاده شده است،
[١] سيرة النبويه، ج ١، ص ٢٨٥.
[٢] سير اعلام النبلاء، ج ٩، ص ٤٦٢.
[٣] معجم رجال الحديث، ج ١٧، ص ٧٢.
[٤] تنقيح المقال، ج ٣، ص ١٦٦.