با کاروان حسینی - ت بینش - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٠٧ - فصل دوم تلاش حكومت اموى در روزهاى مكىدوران نهضت حسينى
امام حسين عليه السلام موفق شد پس از بىاثر كردن نقشه امويان براى بيعت گرفتن يا قتل وى در مدينه منوره، خويش را به مكه مكرمه برساند. آن نقشه پرورده ذهن يزيد بود و مروان بن حكم مأموريت و آرزوى اجرايش را داشت، ولى وليد بن عقبه، كارگزار وقت مدينه، از بيم گرفتار شدن در دام پيامدهاى ناگوارش در اجراى آن ترديد داشت.
به اين ترتيب، امام عليه السلام با ورود به مكه مكرمه، مرحله نخست محاصره همه جانبهاى را كه حكومت اموى برايش تدارك ديده بود درهم شكست.
حكومت اموى پس از آگاهى نسبت به ورود امام عليه السلام به مكه مكرمه، آن هم در هنگامى كه دستههاى گوناگون عمرهگزار و حاجى از جاى جاى جهان اسلام آن روزگار به آن شهر مىآمدند، به شدت وحشتزده شد و نگرانى و آشفتگى چنان وجودش را فرا گرفت كه تاب تحملش را نداشت.
در نتيجه، همه سردمداران حكومت درصدد برآمدند تا تدابير لازم را براى محدودسازى مجدد فعاليتهاى امام عليه السلام بينديشند؛ و از به هم ريختن امور ولايتهاى مهم، به ويژه كوفه، جلوگيرى كنند.
يزيد به محض دريافت گزارشهاى جاسوسانش در كوفه، درباره موضعگيرى ضعيف والى شهر، نعمان بن بشير، در رويارويى با تحولات ناشى از حضور مسلم بن عقيل، با مشاور كاخ اموى؛ سرجون مسيحى، به مشورت پرداخت تا رهنمودهاى او را پيش از فوت وقت براى حل مشكلات به كار بندد.