تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٦ - شرح آيات
روز دوم نزد آن حضرت آمد و ساكت نشست. حضرت فرمود: «گويا آمدهاى تا بعضى مطالب گذشته را بازگويى»؟ عرض كرد: بله اى فرزند پيامبر خدا. پس ابو عبد اللَّه صادق (ع) فرمود: «شگفتا! منكر خدا هستى اما گواهى مىدهى كه من فرزند/ ٤٥٤ رسول خدا هستم». عرض كرد: عادت باعث اين كار شد.
پس عالم (ع) (عالم در اصطلاح حديث امام كاظم (ع) است. تا آخر روايت وى را با صفت عالم مىنامد و ظاهرا منظور همان امام صادق است) گفت: «چرا سخن نمىگويى؟» عرض كرد: از هيبت و ابهت شما در برابر شما زبانم گويا نمىشود.
من با علما زياد نشسته و با متكلمان مناظره كردهام اما هرگز ابهتى كه از شما مرا گرفته از ايشان نگرفته است: فرمود: «همين طور است اما من سؤال را آغاز مىكنم». آن گاه رو به او كرده فرمود: «آيا تو مصنوع هستى يا غير مصنوع؟». عبد الكريم ابى العوجاء عرض كرد: «من غير مصنوع هستم». عالم- عليه السلام- فرمود: «در اين صورت به من بگو اگر مصنوع بودى چگونه به وجود مىآمدى؟».
عبد الكريم بدون جواب ماند و با چوبى كه در دست داشت بازى مىكرد و مىگفت: دراز، پهن، ژرف، كوتاه، متحرك، ساكن. همه اينها صفت آفريده اوست. پس، عالم (ع) فرمود: «اگر جز اينها از صفت مصنوع چيزى نمىدانى پس خودت را مصنوع بدان زيرا در خودت صفاتى از اين قبيل مىيابى». عبد الكريم گفت: از چيزى پرسيدى كه پيش از تو كسى نپرسيده است و بعد از تو نيز كسى مانند آن را از من نخواهد پرسيد ... تا سرانجام اعتراف كرد كه صانعى دارد ... اين حديث طولانى است و ما فقط قسمتهايى از آن را كه به موضوع ما ارتباط پيدا مىكند، آورديم.
متكلمان برهان بعدى بر اين حقيقت را مطرح كرده گفتهاند: عالم متغير است و هر متغيرى حادث مىباشد پس عالم حادث است. براستى كه تحولات موجودات پيرامون ما و دگرگونيهاى زندگى ما و تغييرات خود ما (طبق عن طبق) بهترين راه شناخت پروردگار و حكمت، و فلسفه آفرينش ماست اما همه مردم اين راه را نمىپويند زيرا بعضى آن را باور ندارند و زندگى خود را بر اساس تكذيب قرار