تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٧ - زمينه كلى سوره
كه همين امر سبب پرسش كردن او از قيامت است. (آيات ٣- ٦) پروردگار ما اين بيمارى دشوار نفس بشرى را از اين راه درمان مىكند كه به او مىگويد: اگر بتواند به صورت موقت (در دنيا) بهانهاى براى گمراهى و گريز از مسئوليت در زيرپوششى پيدا كند، در آينده كه قيامت برپا مىشود، گريزگاهى در برابر پروردگار خود ندارد فَإِذا بَرِقَ الْبَصَرُ* وَ خَسَفَ الْقَمَرُ* وَ جُمِعَ الشَّمْسُ وَ الْقَمَرُ، و بايد از روى پل دنياى فانى بگذرد و به خانه ابدى خود در نزد پروردگارش وارد شود، و در همين جا است كه آدمى خود را با حقيقت امر خويش رو به رو مىبيند و آنچه را كه در زندگى كرده است در برابر خود مىيابد و مشاهده مىكند. (آيات ١٣- ١٧) وحى الاهى در ما احساس نقّادى از خود را برمىانگيزد، و اين كار از راه يادآورى يك حقيقت وجدانى مسلّم صورت مىگيرد كه همان بصيرت و بينايى انسان نسبت به نفس خويش است، چه او پيش از ديگران شاهد و گواه آن است و از واقعيت آن آگاهى دارد، و هر چه به بهانهها و آوردن دلايلى بپردازد كه اعمال خود را خوب و موجّه جلوهگر سازد، باز چنين است. و قرآن كريم از آن روى در اين باره تأكيد مىكند كه مراقبت شخصى اثرى بزرگ دارد و بهتر از هر عامل ديگر مايه رسوخ پرهيزگارى و تقوى در شخصيت فرد مىشود. (آيات ١٤- ١٥)/ ١٢٨ سپس سياق قرآن به سخن گفتن درباره خود قرآن منعطف مىشود، و از رسول مىخواهد كه پيش از اتمام وحى در رساندن آن شتاب نورزد، و مىگويد كه خدا خود ضامن و متكفل گردآورى آيات وحى شده و بيان آنها براى مردم است ...
و اين از جمله آياتى است كه مفسران را در فهم ارتباط ميان سياق سوره و اين بخش از آن متحير ساخته است، و بايد دانست كه در اين مورد ارتباط و پيوند محكمى وجود دارد كه در ضمن بيان آيات به آن اشاره خواهيم كرد. (آيات ١٦- ١٩) اين آيات ما را به يكى از عوامل انحراف و نپذيرفتن مسئوليت در نزد انسان رهبرى مىكند، و اگر شخص بتواند بر اين عوامل پيروز شود، راه رسيدن به حق را مىيابد، و حجاب موجود ميان او و جهان ديگر فرو مىافتد، و آن دوست داشتن و