تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٨٤ - شرح آيات
إِنَّهُ كانَ لِآياتِنا عَنِيداً- او در برابر آيات ما گردنكش بود.» و معاندت او به دو سبب مانع رسيدن خير به او شد
اول: سبب غيبى، بدان جهت كه خداى تعالى از حق رسالتها و آيات خود دفاع مىكند، و انتقام حق را از منكران آن مىگيرد، كه اين كارگاه با هلاك كردن و از بن برانداختن گردنكشان صورت مىگيرد، و گاه با قحطى و سلب بركت و نعمت.
دوم: سبب ظاهرى، زيرا كه آيات خدا برنامه و راه راست و استوارى است كه/ ٧٩ آدمى را به هر خير مادّى و معنوى رهبرى مىكند، و چون به آن عمل شود و آن را در زندگى خود معمول دارد، دست او را مىگيرد و به رفاه و رشد اقتصادى رهبرى مىكند، و آن جا كه كافران و بيماردلان به عناد ورزيدن با آن برمىخيزند، چگونه ممكن است كه نعمت ايشان افزايش يابد و راههاى زندگى بر ايشان هموار شود و اسباب خوشبختى فراهم آيد؟! مفسران گفتهاند: پيوسته پس از «كلّا» نعمت وليد در نقصان بود تا به جايى رسيد كه فقير شد و با فقر از دنيا رفت. [٥٥] و علامه طبرسى در تفسير آيه گفته است: چنان نبود كه گمان مىكرد، و با وجود كفرش چيزى بر آن نيفزود، [٥٦] و زمخشرى در كشاف نيز به همين گونه نظر داده است.
عناد مرحلهاى از كفر و بيزارى و شبيه ناسپاسى و انكار حق است، چه آدمى در آن هنگام كه به حق كافر مىشود، يا از آن روى است كه آيات دلالت كننده بر آن فراوان نيست، يا از آن روى كه مىخواهد از مسئوليت ايمان آوردن فرار كند، ولى گاه بىهيچ دليلى و تنها براى محاربه با خدا و استهزا كردن به آيات او چنين مىكند، كه عناد همين است، يا گردنكشى او را به گناه بر مىانگيزد و امور را با يكديگر مخلوط مىكند و از آن جهت به اسلام و قرآن كفر مىورزد كه ميان او و خواننده مردمان به قرآن مبارزهاى در كار است. و رازى گفته
[٥٥] - التفسير الكبير، ج ٣٠، ص ١٩٩.
[٥٦] - مجمع البيان، ج ١٠، ص ٣٨٧.