تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣٣ - شرح آيات
يعنى با چشمها و دستها به استهزاى ايشان پرداختند، و گفتهاند كه: غمز به معنى عيبجويى است.
و خدا مىداند كه زخم زبان نسبت به مؤمن شريفى كه پيوسته در تلاش است تا نفس خود را تزكيه كند و پاك سازد، چه اندازه مايه رنج است!/ ٤٢٩ اگر غمز در جاهليت با چشم و دست صورت مىگرفت، اكنون وسيله آن قلمها و فيلمها و ديگر وسايل آبروريزى است كه دشمنان انسان و دشمنان خدا و دين آنها را در اختيار دارند، و مقاومت مجاهدان در زمان حاضر در برابر اين تبليغات گمراه كننده، مايه افزون شدن پاداش و تقرب بيشتر ايشان مىشود، از آن روى كه در برابر آزادى بزرگ و آلام نفسانى غير قابل تحمل شكيبايى نشان مىدهند.
[٣١] و در آن حال كه مؤمنان و مجاهدان در سختترين حالات درد و ترس به سر مىبرند، و كودكان و زنان ايشان در پناهگاهها و محلهاى هجرت با كمال پريشانى از ترس خيانت سپاهيان كفر كه همچون گرگ شبانه حمله مىكنند به سر مىبرند، تبهكاران را مىبينيم كه با امنيتى آشكار به خانههاى خود باز مىگردند، و خلاصه پيروزيهاى قلابى خويش را براى يكديگر تعريف مىكنند و در مجالس لهو و عربدهكشى آمد و شد دارند.
وَ إِذَا انْقَلَبُوا إِلى أَهْلِهِمُ انْقَلَبُوا فَكِهِينَ- و چون به نزد كسان خويش باز مىگردند، به ناز و رامش و خنده چنين مىكنند.» گفتند: يعنى به كفرى كه بر آنند شادماناند و به آن مىبالند، و از غيبت و بدگويى مؤمنان لذت مىبرند، و شايد مقصود از اهل در اين جا ياران و همدمان ايشان بوده باشد.
[٣٢] دشمنان رسالت در آن تلاش مىكنند كه به مؤمنان تهمت گمراهى بزنند تا مگر ايشان را از اجتماع دور سازند.
وَ إِذا رَأَوْهُمْ قالُوا إِنَّ هؤُلاءِ لَضالُّونَ- و چون ايشان را ببينند مىگويند كه آنان گمراهاناند.»