تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٢١ - شرح آيات
در روز قيامت به دست نمىآورد، چه اين گناهان به صورت پردههاى ستبرى در مىآيد كه از رسيدن انوار درخشان خدا جلوگيرى مىكند.
كَلَّا- هرگز.» پس همگان مىبايستى از تسليم شدن به گناهان و ارتكاب پياپى آنها خوددارى ورزند تا چنان شود كه دلهاشان را زنگ فرانگيرد، و به چنين عاقبت بدى نرسند
إِنَّهُمْ عَنْ رَبِّهِمْ يَوْمَئِذٍ لَمَحْجُوبُونَ- آنان، در آن روز از پروردگار خويش باز پوشيدهاند.» گناه آنان را از رحمت و مهر و رعايت خدا محجوب و محروم ساخته، به همان گونه كه از نور لقاى خدا و مشاهده او با حقيقت ايمان بازداشته است؛ مگر بزرگترين نعمت خدا بر مؤمن خرسندى وى از او، و مناجات بنده با خدا و ملاقات كردن قلبش با نور او نيست؟ همين است كه نعيم دايمى مورد تلاش مؤمن براى دست يافتن به آن است، و بزرگترين جايزهاى است كه توقع دريافت آن را از پروردگار خويش دارد. و در حديث آمده است كه: «اهل بهشت در هر شب جمعه عرش خدا را زيارت مىكنند، و به نور پروردگارشان مىنگرند و در برابر او به سجده مىافتند».
امام زين العابدين- عليه السلام- از اين ملاقات شوق انگيز و مايه حيرت در ميان بنده و پروردگار در مناجاتش بدين گونه ياد مىكند: «همتم به سوى تو راه يافت، و رغبتم به جانب تو منحرف شد، پس تو، و نه جز تو، مراد منى، و براى تو، و نه براى ديگرى، بيدار مىمانم، و لقاى تو مايه روشنى چشم من است، و پيوستن به تو منتهاى آرزوى جانم؛ شوقم به سوى تو است و عشقم همه به دوستى تو؛ دوستى تو مايه شيفتگى من و خرسندى تو منتهاى اشتياق من است؛ به ديدن تو نيازمندم، و در جوار تو بودن را خواستارم، و نزديكى تو مايه سوز و گدازم و زايل كننده اندوهم ...
تا آن جا كه مىگويد: اى نعيم و فردوس من، مرا از خود دور مكن، و اى/ ٤١٨ دنيا و