تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٢ - شرح آيات
متوجه خواهيم شد كه اين تسويه و استوارى آفرينش در هر يك از اندامهاى تن نفوذ كرده است، تا آن جا كه پروردگارمان درباره انگشتان گفته است بَلى قادِرِينَ عَلى أَنْ نُسَوِّيَ بَنانَهُ. [٤] و دانش جديد مىگويد كه: نقش درونى انگشتان هر كس به صورتى متفاوت با ديگران است، و بر اين اعتقاد است كه نقش انگشت با خلاصهاى از حيثيت و كيان او هماهنگ است، و حتى چنان است كه به كشف كردن بعضى از بيماريها از خواندن كف دست آدمى آغاز شده است؛ آيا اين همه دليل بر وجود حكمتى در آفرينش نيست؟
بعضى در معنى «تسويه» گفتهاند كه: آن بدين معنى است كه خدا در هر چيز آنچه را كه در دو طرف بدن قرار داد، متناسب با وجود آن چيز در آن ناحيه قرار داد.
بعضى ديگر گفتهاند كه: خداوند متعال هر عضوى را چنان به وجود آورد كه با ديگر اعضا بهترين همكارى را داشته باشد.
و ديگرى چنين گفته كه: خدا آفريدهها را مسخر آدمى قرار داد، و او خود مسخر هيچ چيز نيست، و سپس زبان او را به ذكر، و قلب او را به عقل، و روح او را به معرفت، و سرّ او را به ايمان مجهز ساخت، و به امر و نهى او را مشرف كرد، و بر بسيارى از آفريدههاى خود او را فضيلت و برترى بخشيد.
اين همه بعضى از تجليات استواء در آفرينش است.
درجه استواء در آفرينش بشر به آخرين حد خود رسيد، و اين عدلى است كه هيچ رخنه و انحراف از حقى در آن مشاهده نمىشود.
فَعَدَلَكَ- و تو را متعادل آفريد.» به نظر من، صفات سه گانه آفرينش و تسويه و تعديل، درجاتى از يك حالت واحد است، چه خلق به معناى لغوى آن عبارت از ترتيب است، و استواء تكامل ترتيب، و عدل هماهنگى/ ٣٨٩ و تناسب با محيط.
[٤] - القيامة/ ٤.