تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٣ - شرح آيات
در اجتماع به چالش مىخواند، در صورتى كه چالش فرستاده خدا به منظور ساختن اجتماعى برتر و پاكيزهتر است، و ديوانه نادانسته از آنچه به مصلحت او است دست مىكشد، در صورتى كه رسول از مصلحت خويش به خاطر مصلحت عامه افراد جامعه چشم مىپوشد.
مگر رسول همنشين و همدم ايشان نبوده است كه او را از خردى مىشناختند و حكيم و راشد و راستگو و امينش مىدانستند؟! آيا اين را نمىدانستند كه او ديوانه نيست؟! چرا، اين را مىدانستند، ولى همه امتها فرستادگان بر خودشان را به ديوانگى متهم مىكردند،/ ٣٧٠ كه قرآن كريم در اين باره چنين مىگويد
كَذلِكَ ما أَتَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ مِنْ رَسُولٍ إِلَّا قالُوا ساحِرٌ أَوْ مَجْنُونٌ. [١٦] وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ- و او را در افقى آشكار رؤيت كرد.» چشمش عوضى نديد و طغيان نكرد، و آنچه مىديد و مىشنيد، وسوسههاى قلب يا رؤياهاى در بيدارى و همانند اينها نبود؛ پيامبر در اوج بيدارى و فهم و كمال عقل خود بود كه با وحى رسيده از جانب خدا رو به رو شد.
گفتهاند كه: افق مبين محل برآمدن خورشيد پيش از مغرب است، و ظاهرا مقصود از آن جايى است كه پاك باشد و حجاب و غبارى مانع ديدن درست نشود.
بعضى ديگر گفتهاند: پيامبر- صلّى اللَّه عليه و آله- جبرييل را در صورت اصلى او مشاهده كرد كه در ميان مشرق و مغرب قرار داشت، و سر او به آسمان بود و پاهايش بر روى زمين، و به همين سبب تحمل ديدار او را نداشت، و جبرييل به او گفت: «اگر اسرافيل را مىديدى چه مىكردى كه سرش در زير عرش است و دو پاى او در ژرفناى لايه هفتم زمين، و عرش را بر دوش خود دارد، و گاه از ترس خدا چندان خرد و حقير مىشود كه به كوچكى گنجشكى در مىآيد، و عرش پروردگارت را چيزى جز عظمت او تحمل نمىكند». [١٧]
[١٦] - الذاريات/ ٥٢.
[١٧] - رجوع كنيد به القرطبى، ج ١٩، ص ٢٤١.