تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣١٢ - شرح آيات
نيست كه: پرسش آن به تو نمىرسد، يا: تو در چه درجه از دانشى تا بيان آن را از تو خواستار شوند،/ ٣٠٦ و از كسانى نيستى كه در اين باره دانشى دارند.
و بعضى گفتهاند: احتمال آن هست كه در نزد «فيم» وقف صورت پذيرد، بدين معنا كه وجود پيامبر در ميان شما يادآور آن است و رسول اللَّه (ص) خود، از شرايط ساعت است. [١٢] ولى تفسير ما به سياق قرآن نزديكتر است كه هدف آن يادآورى از ساعت و اهوال و هراسهاى آن است.
[٤٤] خداى متعال است كه هر وقت و به هر گونه كه بخواهد به قيام ساعت فرمان مىدهد. اين از چيزهايى است كه پروردگار هيچ يك از آفريدگان را از آن آگاه نكرده است.
إِلى رَبِّكَ مُنْتَهاها- بازگشت و دانستن هنگام رستاخيز با پروردگار تو است.» چنان كه در جاى ديگر از قرآن خداوند متعال چنين گفته است إِنَّما عِلْمُها عِنْدَ رَبِّي لا يُجَلِّيها لِوَقْتِها إِلَّا هُوَ، و گفت إِنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ عِلْمُ السَّاعَةِ.
[٤٥] آرى، بر ما شايسته و بايسته است كه پرسش از ساعت و زمان آن را ترك كنيم و به عمل كردن براى آن بپردازيم، و لحظه به لحظه به ياد آن باشيم، از آن روى كه بدون شك خواهد آمد، و نشانههاى آن فراوان است، و يكى از نشانههاى بيم دهنده آشكار آن رسول اللَّه (ص) است.
إِنَّما أَنْتَ مُنْذِرُ مَنْ يَخْشاها- تو بيم دهنده كسى هستى كه از آن مىترسد.» پس به جاى بازگشت به پرسش از وقت ساعت، نيكوتر آن است كه، پس از آمدن بيم دهنده، از آن بيمناك باشيم و بترسيم.
[٤٦] و تبهكاران را چه سود از آن حاصل مىشود كه ساعت به تأخير افتد،
[١٢] - القرطبى، ج ١٩، ص ٢٠٩، رازى، ج ٣١، ص ٥٢.