تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٠٧ - شرح آيات
[٣٢] چون زمين لرزهها و آتشفشانها و نيروى جاذبه ماه و انقلابهاى جوّى و وزش بادهاى سخت و بنيانكن زندگى آدمى را بر سطح گسترده زمين تهديد مىكرد، خداوند كوهها را آفريد و با آنها همچون لنگرهايى زمين را محكم و استوار ساخت.
وَ الْجِبالَ أَرْساها- و با كوهها آن را محكم كرد.» يعنى به قدرت خود آن را ثابت و استوار ساخت، و كوهها را همچون زرهى براى محافظت زمين قرار داد. و امام على- عليه السلام- گفته است: پس از سخن گفتن از آسمانها و زمين و از اين كه چگونه آنها دليل بر قدرت و جبروت پروردگار و لطف صنعت بديع او به شمار مىروند ... «و خرسنگهاى زمين را آفريد و بلنديها و پشتههاى آن، و كوههاى بزرگ و گران. پس در جاهايى كه بايستشان بايستانيد، و در قرارگاههاشان ملزم گردانيد. پس سر آن كوهها به هوا برشد، و بن آنها به آب درشد. پس كوهها را از دشتهاى هموار بيرون آورد و پايههاى آن را در جاى جاى زمين كه بايد فرو كرد، و ستيغهاى آن را بالا برد، و بلنديهاى آن را دراز گردانيد، و براى زمينشان چون تكيهگاهى بپرداخت، و چون ميخشان در آن استوار ساخت. پس زمين با جنبشى كه او را است آرام گرديد تا نتواند ساكنانش را بلرزاند، يا آنچه را كه دارد بريزاند». [٨] [٣٣] و اين همه براى آن بود كه فرصتهاى زندگى براى انسان و چهارپايانى كه به صورت مستقيم يا غير مستقيم در خدمت انسان قرار دارند، افزايش پيدا كند.
/ ٣٠٢ مَتاعاً لَكُمْ وَ لِأَنْعامِكُمْ- تا مايه بهرهمندى شما و چارپايانتان باشد.» آيا اين همه دليلى بر آن نيست كه وجود ما حكمتى بالغه دارد، پس چرا بايد از مسئوليت شانه تهى كنيم؟
[٣٤] كفر ورزيدن به معاد سببى نفسانى دارد كه آن ادامه دادن به غفلت است، و قرآن با آيات كوبنده حجابهاى غفلت را براى كسى كه به تدبّر در آنها
[٨] - نهج البلاغة، خطبه ٢١١.
تفسير هدايت، ج١٧، ص: ٣٠٨بپردازد، پاره مىكند.
فَإِذا جاءَتِ الطَّامَّةُ الْكُبْرى- آن روز كه بلاى بزرگ فرا رسد.» آيا چه چيز مىتواند ما را از آن مصيبت بزرگ نجات بخشد؟ آيا غفلت مىتواند مجوّزى براى آماده و مهيا نبودن براى آن روز باشد؟ و طامة مشتق از طمّ به معنى بستن شكاف و گسستگى است، و بدبختيهاى هولناك از آن روى به اين نام خوانده مىشوند كه نفس را پر از بيم و هراس مىسازند و آن را به منتها درجه بدبختى مىرسانند. و قرآن كلمه الْكُبْرى را بدان سبب بر آن افزوده است تا شايد ما بتوانيم آن ساعتى را كه در آسمانها و زمين سنگين است و ما از آن غافل ماندهايم، تصور كنيم.
[٣٥] در اين روز نوار اعمال آدمى از برابر چشمان او مىگذرد. آيا جزاى هر كوچك و بزرگ از كارهاى خود را نمىبيند؟ آيا آنها را در سرنوشت خودش كه بر گردن او آويخته است، و كسى قدرت تكذيب يا فرار از عاقبت آن را ندارد، نمىخواند؟
يَوْمَ يَتَذَكَّرُ الْإِنْسانُ ما سَعى- روزى كه انسان هر تلاش و كوششى را كه كرده است به ياد مىآورد.» در روز قيامت حجابها از برابر چشم انسان و عقل او فرو مىافتد، و بنا بر اين به صورت پيوسته همه كوششهاى خويش را به ياد مىآورد.
[٣٦] به همان گونه كه دوزخى كه زندان طاغيان و تبهكاران است، در برابر همگان با همه آتشهاى آن چنان آشكار مىشود كه نزديك است از خشم به جوشش درآيد، و نيز از كژدمها و مارهاى آن كه در كمين وارد شوندگاناند، و شيطانها و عفريتهايى كه در انتظار گرفتن و كشتن همانندان خود را مىكشند.
وَ بُرِّزَتِ الْجَحِيمُ لِمَنْ يَرى- و آشكار مىشود دوزخ براى هر كه آن را ببيند.»/ ٣٠٣ پس هر كه چشم بيننده دارد، دوزخ را بىحجاب مىبيند، و گناهكاران گرفتار حسرتى بزرگ و هراسى توصيفناپذير خواهند شد.