تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢١٥ - زمينه كلى سوره
آن حكمت مقتضى آن بوده است، به همان گونه كه عذابى دردناك مقتضى براى تكذيبكنندگان و دروغ پنداران حقّ است (آيات ٢٠- ٢٤).
از گردش آدمى در افقهاى نفس خودش، سياق قرآن به آفاق جهان پيرامون او و موجودات و ظواهر آن مىپردازد، كه در آن خدا زمين را در برگيرنده آدمى در حال زنده بودن و پس از مرگ او قرار داده است، و داراى كوههايى استوار با داشتن ريشههايى در زمين و قلههايى افراشته در آسمان است، و از همين كوهها آب شيرين و گوارايى به نوشندگان مىبخشد، و اين همه نشانههايى از حكمت خدا است، و علاماتى كه ما را به آن باز پسين روز هدايت مىكند، پس واى بر تكذيب كنندگان آن روز و ديگر آيات الاهى (آيات ٢٥- ٢٨).
براى آن كه ريشه عذر و بهانه آوردن و مكر ورزيدن را كه دروغگويان آن را دستاويزى براى دروغگويى خويش قرار مىدهند قطع كند، و عاقبت كذب و تكذيب مجسم شود، نداى الاهى در حالى به مكذّبان مىرسد كه نزديك است، اگر مشيت خدا در كار نباشد، آنان را هلاك كند؛ به آنان گفته مىشود انْطَلِقُوا إِلى ما كُنْتُمْ بِهِ تُكَذِّبُونَ يعنى به دوزخى كه آن را دروغ مىشمرديد و عذاب آن روانه شويد، و انْطَلِقُوا إِلى ظِلٍّ ذِي ثَلاثِ شُعَبٍ* لا ظَلِيلٍ وَ لا يُغْنِي مِنَ اللَّهَبِ و به آن آتشى رهسپار شويد كه شرارهايى به عظمت كاخها دارد و به گروهى از شتران زرد مىماند إِنَّها تَرْمِي بِشَرَرٍ كَالْقَصْرِ* كَأَنَّهُ جِمالَتٌ/ ٢٠٤ صُفْرٌ پس واى بر تكذيبكنندگان در آن روز از خشم خدا و عذاب او (آيات ٣٣- ٣٢).
در آن جا حجت رساى خدا سخن مىگويد، و مكذبان، بدان سبب كه حجت زبانشان را بسته است و اجازهاى براى عذرخواهى به ايشان داده نمىشود
وَ لا يُؤْذَنُ لَهُمْ فَيَعْتَذِرُونَ خاموش مىمانند، و اين عذابى خوار كننده ايشان در برابر جبّار آسمانها و زمين، و پيش روى مردم در محشر روز قيامت است (آيات ٣٥- ٣٧).
سياق قرآن به چالش تكذيب كنندگان قديم و جديد مىپردازد، و هدف آن