تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٦٣ - شرح آيات
راههاى بيان قرآن است، زيرا كه با فطرت و و جدان و عقل انسان و عرف عام در نزد عقلا مطابقت دارد.
سبب ديگرى براى بيان قرآن نيز وجود دارد: و آن اين كه پارهاى از قرآن پاره ديگر آن را تفسير مىكند، چنان كه كلمهاى/ ١٥٢ در سياق قرآن نيست مگر اين كه همان سياق پيش يا پس از آن به بيان مصاديق و مثالهاى تاريخى آن پرداخته و شواهد واقعى آن را نقل كرده، و مردمان را از حيرتزدگى درباره آن بيرون آورده است، و آشكارترين مثال براى اين امر سورة الاخلاص است كه هر كلمه در آن تفسيرى براى كلمه پيش از آن محسوب مىشود، چنان كه تفسير قُلْ پس از آن گفته او هُوَ اللَّهُ است، و تأويل هُوَ» اللَّهُ و تفسير صمد اين كه زاده نشده و فرزند ندارد، و نيز آن كه مجملهاى موجود در يك سوره را مفصلهاى سورهاى ديگر توضيح مىدهد، و بدين گونه است كه خدا قرآن را آماده براى ذكر و يادآورى به صورتهاى گوناگون ساخته است.
[٢٠- ٢٥] ولى آيا آدمى به اين بيان قانع مىشود و نفس او به حجتها الزام پيدا مىكند؟
كَلَّا- هرگز» چرا كه مىخواهد آنچه را كه در پيش دارد دروغ شمارد لِيَفْجُرَ أَمامَهُ و به همين سبب است كه از هواى نفس خود پيروى مىكند، و از عقلى كه رفتار و كردار او را محدود مىسازد فرمان نمىبرد، و كسى كه پيرو هواى نفس است به هيچ حدّ و اندازه و ارزشى پايبند نمىماند. و عنوان پيروى هواى نفس دوستى دنيا است كه ترك آخرت نتيجهاى از آن است.
بَلْ تُحِبُّونَ الْعاجِلَةَ* وَ تَذَرُونَ الْآخِرَةَ بلكه زودگذر (دنيا) را دوست مىداريد* و ديررس (آخرت) را رها مىكنيد،» و اين ريشه هر گناه در نزد انسان است، چنان كه رسول اللَّه (ص) در حديث مشهور خود از آن ياد كرده است: «دوستى دنيا سر هر گناه و خطا است». و خدا گفته است «العاجلة» و نگفته است (دنيا) زيرا كه مىخواسته است از صفتى