تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٤ - شرح آيات
جاهليان چندان متأثر شد كه خود را در لباس خويش پوشاند و مخفى كرد، شايسته مقام او نيست! اما آنچه گفته شده است كه رسول اللَّه (ص) از ترس خود را مىپوشاند يا اين كه پس از نخستين ديدار با جبرييل به خانه خديجه رفت و گفت
(زمّلونى زمّلونى ... دثّرونى دثّرونى) هر چه بيشتر از طبيعت پيامبران و شخصيت سيد بزرگ ايشان- صلوات اللَّه عليهم- دور است.
سبب اين است كه در آن صورت شكّى در درستى رسالت و اتصال به خدا در نزد او (ص) وجود پيدا مىكند كه اين متناقض با گفته خداى متعال درباره او است وَ لَقَدْ رَآهُ بِالْأُفُقِ الْمُبِينِ* وَ ما هُوَ عَلَى الْغَيْبِ بِضَنِينٍ* وَ ما هُوَ بِقَوْلِ شَيْطانٍ رَجِيمٍ. [٧]/ ١٤ آنچه به نظر من مىرسد، اين است كه كلمه «المزّمّل» احتمالا يكى از دو معنى زير را دارد
نخست: آنچه عكرمه به آن اشاره كرده و احتمال آن داده است كه مقصود از آن تحمل دشواريهاى پيامبرى بوده است، بدان سبب كه متصدى امر رسالت و مسئوليت ايجاد تغييرى در اجتماع بيش از هر كس به قيام شبانه نيازمند است تا از آن روح ايمان و اراده مستقيم ماندن بر راهى كه آكنده از سختيها و چالشها است، در وى تقويت شود. در المنجد آمده است كه: زمل زملا الشيء: حمله، آن را حمل كرد؛ ازدمل الحمل، يعنى بار را يكباره حمل كرد، و الزّمل يعنى بار. [٨] دوم: آن كه لباس يا پوشش بر او به صورتى قرار گرفته است كه حال پيامبر (ص) را در آن هنگام كه اين آيات بر وى نازل مىشد مجسم مىسازد، كه اين ظاهر لفظ است، و از خطاب با اين كلمه دو فايده حاصل مىشود
نخست: نشانهاى از مهربانى و عطوفت و دلالت بر نزديكى رسول به پروردگارش در آن هنگام كه با چنين تعبير رايج ميان دوستان طرف مخاطبه واقع
[٧] - التّكوير/ ٢٣/ ٢٥.
[٨] - المنجد، ماده زمل.
تفسير هدايت، ج١٧، ص: ١٥
هاند- ندارد، چه او نيز بشرى همانند ما و نيازمند به خفتن و آسايش يافتن است. شايد رسول اللَّه (ص) اول شب مىخوابيده است تا در نيمه شب و آخر آن بيدار شود و برخيزد و قيام شبانه خويش را، چنان كه از او روايت شده، به نماز صبح پيوند دهد، و اين نظر را لغت نيز تأييد مىكند، چنان كه در آن آمده است: زمل الشيء بثوبه او فيه، يعنى آن را با لباس خود پوشاند يا در آن نهاد. [٩] [٢] و در آن هنگام كه هر مزّمّل با نداى وحى الاهى توجه يافته به سوى او بيدار مىشود از جاى خود برمىخيزد، خود را/ ١٥ در برابر امرى مهم مىيابد.
قُمِ اللَّيْلَ شب هنگام بر پاى خيز.» نگفته است: به نماز برخيز، زيرا كه تعبير با قيام فراگير از نماز است، چه قيام نماز خاص و جز آن را شامل مىشود؛ و نيز چنين است دعا كردن و خواندن قرآن و به تفكر پرداختن و طلب آمرزش كردن، و آنچه از داورى كردن درباره گذشته نتيجه مىشود، به محاسبه ذاتى و انديشيدن طبق برنامه درباره آينده مىانجامد. بنا بر اين، شب تنها براى خواب و آسايش نيست؛ هرگز ... بلكه فرصتى طلايى براى عروج كردن مؤمنان به سوى كمال روحى و عقلى و پيوستن به پروردگار جهانيان است ... كه از آن برنامهريزى سالمى براى آينده فراهم مىآيد، خواه آينده دور قيامت بوده باشد، يا آينده نزديك دنيا در فردا و پس فردا، در صورتى
[٩] - المنجد، همان ماده.
تفسير هدايت، ج١٧، ص: ١٦كه رفت و بازگشت دراز و تمام ناشدنى در هر روز صورت پذير مىشود. و تمايز شب نسبت به روز با آرامش و صفاى آن است، و اين كه آدمى در آن از بسيارى از عوامل مؤثرى كه در هنگام روز با آنها مواجه مىشود دور مىماند، و از همين روست كه خداوند متعال آن را وعدهگاه ديدار با بندگان صالح خويش قرار داده است.
اسلام از پيروان خود چنان مىخواهد كه راهنماى بشريت بوده باشند، و از اين راه اسباب سعادت جاودانى خويش را فراهم آورند، و اين امر نيازمند عزيمتى عالى و ارادهاى سخت و آهنين و نجوا كردن با خدايى است كه هر نيكى و خوشبختى در نزد او است ... و بر پا خاستن شب همه اينها را براى خواهندگان ميسر مىسازد، و رسيدن به چنين هدف در گرو كوشش مستمرى براى دست يافتن به آن است كه تنها روز براى آن كافى نيست و همين خود سبب آن است كه از مؤمنان خواسته شود تا تلاش روزانه را به قيام شب متصل سازند، و جز اندكى به خواب نروند؛ آرى، هدف بزرگ است و فرصت كوتاه، و به همين سبب تلاش بايد دو چندان شود و براى رسيدن به مقصود هر اندازه وقت بيشتر كه ميسر باشد مورد استفاده قرار گيرد.
إِلَّا قَلِيلًا مگر اندكى.» كه اين قسمت اندك از زندگى خود را مخصوص راحتى بدنهاى خود به عنوان يك نيازمندى تحميل شده بر هر/ ١٦ آفريده قرار مىدهند، و در آن با چشم برهم نهادن و خوابيدن آسايش پيدا مىكنند، و اين آسايش براى خود آن نيست، بلكه براى آن است كه پس از آن بار ديگر به ادامه دادن كوشش تمام ناشدنى سراسر زندگى خود و دست يافتن به نتايج بزرگ بپردازند، و اگر به مطالعه زندگى يكى از ايشان بپردازى و كارهاى بزرگى را كه انجام داده است بر ايام عمر او تقسيم كنى، مشاهده خواهى كرد كه به دستاوردهاى بزرگ دست يافته است، و بر عكس ايشان كسانى كه تسليم به خواب فراوان و در صدد دست يافتن به آسايش بيشتر بودهاند، در ظاهر امر چنان به نظر مىرسد كه يكى از ايشان هشتاد سال عمر كرده است، ولى چون به تعيين ارزش زندگى او از لحاظ كارهاى سودمندى كه به انجام رسانيده