تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٢٥ - شرح آيات
بَلْ يُرِيدُ كُلُّ امْرِئٍ مِنْهُمْ أَنْ يُؤْتى صُحُفاً مُنَشَّرَةً- بلكه هر يك از ايشان (مشركان قريش) چنان مىخواهد كه به او نامهاى سرگشاده و مهر برگرفته داده شود.» ابن عباس گفت كه مىگفتند: اگر محمد راست مىگويد، چنان كند كه در نزد هر يك از ما صحيفه و نامهاى يافت شود كه در آن براءت و ايمنى او از آتش تضمين شده باشد. و مطر الورّاق گفت: خواست ايشان آن بود كه بدون عمل چيزى به ايشان عطا شود؛ و كلبى گفت: مشركان مىگفتند كه به ما خبر رسيده است كه هر مرد اسراييلى در هنگام صبح بر بالاى سر خود نوشتهاى را مىيافت كه در آن گناه وى و كفاره آن نوشته شده بود، پس براى ما نيز بايد چنين چيزى آورده شود. و به قولى، ابو جهل و گروهى از قريش گفتند: اى محمد! نامهاى از پروردگار جهانيان براى ما بياور كه در آن چنين نوشته شده باشد: من محمد (ص) را به رسالت فرستادم. و همانند اين آنست آنچه در اين آيه آمده است وَ لَنْ نُؤْمِنَ لِرُقِيِّكَ حَتَّى تُنَزِّلَ عَلَيْنا كِتاباً نَقْرَؤُهُ-. [١٢٥] و آنچه مىخواستند بر سه گونه مىتواند توجيه شود
اول: آنان خواستار آن بودند كه رسالت الاهى نوشته شده بر كاغذى به ايشان برسد كه بتوانند آن را لمس كنند، و از هر نظر متميز و معجزهآسا باشد، و اين چيزى جز يك شرط بهانهاى براى فراز از مسئوليت ايمان آوردن و فرمان رسول بر آن نبوده، و خدا اين خواستهاى نهفته ايشان را آشكار و رسوا كرد، و آن بيمارى را كه در دلهاى ايشان بود برملا ساخت، پس گفت وَ لَوْ نَزَّلْنا عَلَيْكَ كِتاباً فِي قِرْطاسٍ فَلَمَسُوهُ بِأَيْدِيهِمْ، لَقالَ الَّذِينَ كَفَرُوا إِنْ هذا إِلَّا سِحْرٌ مُبِينٌ-. [١٢٦] دوم: گردن نهادن به رهبرى ديگران، و مخصوصا خضوع كلى براى همه نواحى/ ١١٧ زندگى، چنان كه در طرح اسلامى براى رهبرى آمده، از دشوارترين كارها براى انسان است، زيرا كه بر او واجب مىسازد كه از آزمندى نفس و خودپسندى
[١٢٥] - همان منبع، ص ٩٠.
[١٢٦] - الانعام/ ٧.