تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٩١ - شرح آيات
رستگارى، و وسايل نزديكى به خدا آشنا كرد.
پس كدام گواهى بر راست بودن اين رسالت بزرگتر از خود اين رسالتها و بر صداقت پيامبر فراتر از اين كه او حامل اين رسالت است و آن را اجرا مىكند، وجود دارد؟
قرآن تنها كتاب علم نيست بلكه كتاب حكمت نيز مىباشد، و حكمت- چنان كه به نظر من مىرسد- علمى است سودمند كه در تكامل و رشد خود به درجهاى رسيده كه در رفتار بشر مؤثر است و زندگى او را دگرگون مىكند و تمدّن او را مىسازد.
/ ٩٤ بگذاريد مثالى بزنيم: علم رانندگى اتومبيل علمى است نظرى، و در اين حال فقط علم است، و سپس به مهارتى عملى تغيير مىيابد. آيا اين دو وجه علم با يكديگر تفاوت ندارد؟ [٨] امّا اين تفاوت در كجاست؟ تفاوت در اين است كه آموختن رانندگى اتومبيل در آموزشگاه رانندگى مرحله نخست در علم رانندگى است، امّا وقتى انسان عملا به آموختن و راندن پرداخت اين علم به مرحله نهايى خود مىرسد. قرآن، اين كتاب حكمتآموزى كه دلها را شفا مىبخشد، و همّتها را برمىانگيزد، و بينشهاى بسيار مىدهد، و عقل را كامل مىسازد، و قانونهاى درست وضع مىكند، علم زندگى نيست بلكه خود همان زندگى است.
[٣] رسالت حقيقى را جز معاندان انكار نمىكنند. خدا پيامبران خود- عليهم السلام- را فرستاده است تا انكار رسالت اصلى نباشد كه به كسى سودى رساند، و شايد تعبير قرآنى در اين جا به همين حقيقت رهنمون است كه گويد
«إِنَّكَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ- تو از پيامبران (مرسل) هستى.» پس بدعتى از پيامبران نيستى، بلكه براستى تو يكى از آن بزرگوارانى كه از جانب خدا ابلاغ رسالت كردند، و تو ايشان را تصديق كردى، و ايشان نيز مژده آمدن
[٨] - ما عادتا كلمه علم را در جنبه نظرى به كار مىبريم و براى جنبه عملى آن كلماتى چون فنّ و مهارت و آموزش و تكنيك را به كار مىبريم.