تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٤٨ - شرح آيات
رهايى از فشارهاى شرك، و روى آوردن به جانب خدا هدايت كرد. پس كسى كه آيات و نشانههاى خدا را تصوّر كند و نامها و صفات او را به ياد آورد/ ٢٥٥ درمىيابد كه ذات متعال او به كفر و شرك بندگان خود رضا نمىدهد و اين گناه را به سختى مجازات مىكند و به كسانى كه با مشركان مىستيزند يارى مىرساند و آنها را پيروز مىكند.
همچنين گمان مىكنيم كه سخنان مفسّران در اين مورد درباره ابعاد «ظنّ گمان» بايد در برگيرنده تمام ابعاد منظور در اين آيه باشد گرچه هر يك از مفسّران متوجّه بعدى از آن شده و بر آن رفته است كه مراد از «ظنّ» تنها همان است كه او تفسير كرده است.
[٨٨- ٨٩] از آن جا كه پيامبر خدا، ابراهيم (ع) پاسخ رد شنيد و با آزار قوم خود روبرو شد طرحى براى عملى واقعى ريخت كه رسالتش را از آن طريق با اثرى ژرفتر ابلاغ كند، و از آن جا كه مىدانست بتها بر باطلند دريافت كه اگر خود به شكستن آنها مبادرت كند زيانى ندارد، گرچه اجتماع بدين حقيقت قانع نشده باشد.
«فَنَظَرَ نَظْرَةً فِي النُّجُومِ* فَقالَ إِنِّي سَقِيمٌ- آن گاه نگاهى به ستارگان كرد* و گفت: من بيمارم.» وى روز جشن قوم خود را به عنوان فرصتى مناسب براى انجام وظيفه خود برگزيده بود، و آنان را چنين فريفت كه آشنايى خود را به احوال ستارگان به آنان نماياند، و اين كار را براى مراعات روش تقيّه و پنهانكارى و پوشاندن اقدامى كه مىخواست بعدا بدان بپردازد، صورت داد، و حضرتش (ع) در انقلاب خود از عادت اجتماعى متداول كه اعتقاد به ستارگان بود بهره جست، زيرا قوم او از طريق نگريستن به ستارگان حركات آنها را به فال بد يا نيك مىگرفتند. البته اسلام اعتقاد به گفته منجّمان را نهى كرده است مگر آنچه مستند به دليلى خردپسند و نتيجهاى عقلانى باشد. امام على (ع) گويد
«اى مردم، از اخترشناسى بپرهيزيد مگر آنچه به واسطه آن در صحرا و دريا