تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٥٧ - رهنمودهايى از آيات
/ ٣٦٧
شيطان مرا به رنج و عذاب افكنده است
رهنمودهايى از آيات
در جايهايى ديگر از قرآن، آيات به داستان ايّوب (ع) به مناسبت گفت و گو از صبر، (جنبه مشهور زندگى آن حضرت- عليه السّلام-) پرداخته، تا آن جا كه «صبر ايّوب» مثل شايع شده است. امّا در اين سوره داستان در روند گفتوگو از رابطه درست با سلطه و دارايى و تندرستى آمده است، نعمتهايى كه سزاوار نيست بشر را به بندگى كشاند و چون چيزى از اين قبيل روزى او شد مغرور گردد و اگر از دست او رفت نوميدى او را بكشد و هلاك كند.
آنچه داستان سليمان و ايّوب- عليهما السلام- در آن اشتراك دارند و به هم مىپيوندند اين است كه هر دو داستان ما را به مجسّم ساختن نفس ربّانى رهنمون مىشوند كه به نعمت و ملك شادمان و فريفته نمىشود، همچون نفس سليمان، و اگر بهرهورى و متاع دنيا را از دست داد نوميد نمىگردد، همچون نفس ايّوب- عليهما السّلام-. با وجود آن كه اين دو مثال از زندگى دو شخصيّت است- در واقع- هر دو يك شخصيّتند، زيرا اين فرد مؤمن است كه به زيب و زيور دنيا تعالى مىگيرد و از آن فراتر مىرود تا به خرسندى پروردگار خود برسد، و هنگامى كه بدان دست يابد سپاس مىگزارد و شكر مىگويد و هنگامى كه آن را از دست بدهد صبر و بردبارى پيشه مىكند.
/ ٣٦٨ ايّوب صاحب دارايى و خانواده بسيار و آبرويى نيكو در ميان مردم بود، و اين همه را براى عمل به كارهاى نيك فراهم آورده بود، ناگهان دارايى و خانوادهاش را از دست داد و پيكرش به مرضى دچار شد كه مردم به سبب آن او را