تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٦٦ - شرح آيات
همچون قرآن كه خدا آن را چنين توصيف مىكند: «وَ لَقَدْ يَسَّرْنَا الْقُرْآنَ لِلذِّكْرِ فَهَلْ مِنْ مُدَّكِرٍ- و اين قرآن را براى پندگيرى آسان كردهايم، آيا پندگيرندهاى هست؟». [٥٠] اين تفكّر پايه دشوار خوانان و پيچيدگى جويان را درهم مىريزيد/ ٢٧٣ كه روش تكلّف و دشوارنگرى در آيات خدا را با تفسير آن به تفسيرهايى پيچيده، يا از طريق اشعار جاهلى و احاديث و سببهاى نزولى كه غالبا اسنادى ضعيف دارند، در پيش گرفتهاند، و حتى برخى از آنان خواستهاند قرآن را از طريق انديشههاى دخيل و بيگانه وارداتى تفسير كنند تا آن جا كه گويندهاى از آنان گفته است هر كس بخواهد قرآن را تفسير كند بايد نخست انديشه ماركسيسم را بخواند.
[١١٨] در اين جا دو نعمت پى در پى به مؤمنان مىرسد: يكى از آنها افزون شدن فرصت هدايت و رهيابى با فرو فرستادن وحى است، و دوّمى هدايت الهى براى آنها پس از پذيرفتن وحى و مراعات و به كار بستن قوانين و مقرّرات آن است.
اگر نعمت عام باشد تمام مردم را فرا مىگيرد و همه از آن بهرهمند مىشوند و پروردگار ما به هر شهرى هشدار دهندهاى مىفرستد، امّا نعمت دوم تنها به مؤمنان اختصاص دارد، و از اين رو پروردگار ما موسى و هارون را به هدايت مخصوص گرداند و گويد
«وَ هَدَيْناهُمَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ- و آن دو را به راه راست هدايت كرديم.» [١١٩- ١٢٠] خدا روند گفتگو درباره موسى و هارون را به سياق عامّ اين سوره كه از پاداش بندگان مخلص خدا و نيكوكاران با ما سخن مىگويد مىپيوندد، و اين پيوند را از طريق اشاره به پاداش آن دو شخصيّت- عليهما السلام- برقرار مىكند.
«وَ تَرَكْنا عَلَيْهِما فِي الْآخِرِينَ* سَلامٌ عَلى مُوسى وَ هارُونَ- و نام
[٥٠] - القمر/ ١٧.