تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٠٢ - شرح آيات
بانگ (زنده مىشوند و صحنه قيامت را) مىنگرند.» «زجرة» تعبيرى ديگر از «نفخة دميدن بانگ» است، و آن بانگى است كه يكى از فرشتگان به اذن خدا مىدمد و مردم يك جا مىميرند يا به زندگى برانگيخته مىشوند، هر گونه كه خداى تعالى بخواهد و اراده كند. از اين امر فهميده مىشود كه برانگيختن زندگى در ارواح و استخوانهاى مرده نياز به فعّاليتهايى بسيار سريع دارد، و اين كارى است كه دميدن بانگى كه مردم را يكباره با هوشمندى كامل براى حسابرسى زنده مىكند، انجام مىدهد. و اگر انسان در دنيا نادان آفريده مىشود و سپس پلّه پلّه در راه معرفت پيش مىرود تا به حدّى از كمال برسد، در روز رستاخيز و پس از دميدن بانگ با نيروى كامل و هوشمندى تمام برمىخيزد.
[٢٠] نخستين نظرى كه ستمكاران به پيرامون خود مىافكنند، كافى است كه آنها را از سرنوشتشان آگاه سازد كه بيچارگى و خوارى و زارى است، و در دنيا به سبب گناهان خود و تكذيبشان نسبت به رسالت الهى از ديدن اين حقيقت محجوب و دور مانده بودند.
از ويژگى طبيعت بشر اين است كه به افتادن خود در خطا و مهلكه اعتراف نمىكند مگر بندرت و در لحظههايى كه نوميد شود و در آنها كمترين اميد به امكان توجيه را از دست بدهد.
پس بنا بر اين، ستمگران مىكوشند در دنيا به خطا يا ضعف يا به مهلكه افتادن خود اعتراف نكنند،/ ٢١٠ امّا آن روز جز اعتراف و به دور افكندن توجيهاتى كه در دنيا براى فرار از مسئوليّت بدانها متشبّث مىشدند، چارهاى ندارند.
«وَ قالُوا يا وَيْلَنا هذا يَوْمُ الدِّينِ- و مىگويند: واى بر ما، اين همان روز جزاست.» «الدّين» به معنى مجموع وظايف و واجباتى است كه خدا بر مردم فرض و واجب كرده است، همچون برپاداشتن نماز و عدل و ... و ... و در نتيجه، به واقع دين همان مسئوليّت است، و آنها از آن گريختهاند و آن را تحمّل نكردهاند، ولى روز رستاخيز مىبينند كه مسئوليّت حكمرواست، و در مىيابند كه خود هلاك شده