تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٩٦ - شرح آيات
فروخت و از كافران شد.» ابليس سجدههايى دراز مدت به درگاه خدا مىكرد كه شايد بعضى از آنها چهار هزار سال طول مىكشيد، و به خدا پيشنهاد كرد كه به جاى چند لحظه سجده به آدم سجدهاى طولانى به درگاه خدا گزارد، و خدا درخواست او را رد كرد، چرا اين پيشنهاد؟ و چرا آن رد؟
نخست: سجود به آدم به فرمان خدا- اين مشتى گل چسبناك كه ابليس او را تحقير مىكند- همان معيار سنجش فروتنى نسبت به خداست و تنها افتادن بر زمين به نام سجود براى خدا نيست، شايد سجدهگزار/ ٤٠٦ خويشتنيهاى خويش را مىستايد، و آنچه مىكند از روى ريا باشد، و جز خودخواهى او را نيفزايد.
و بدين سان است كه ما بشر را نماز و روزه به صورت عام و كلّى سودى نمىرساند در حالى كه به كسانى كه خدا فرموده سرنسپاريم و تسليم جانشينان او در زمين نگرديم. و از اين روست كه ولايت قلّه ديانت و ستون شريعت بزرگترين چيزى است كه در روز قيامت در ترازوى بنده قرار مىگيرد، زيرا ولايت در حقيقت همان توحيد ناب است.
دوم: چون ابليس به آدم سجده نكرد بزرگى فروش شناخته شد، و به كافران ملحق گشت، با آن كه به خدا ايمان داشت، امّا ايمان او به درجه توحيد نرسيده بود زيرا تا پيش از آن به شخص خود و به عنصر آتشين خويشتن ايمان مىورزيد، از اين رو چنان ايمان و سجدههاى طولانيش سودى بدو نرسانيد.
[٧٥] پس پروردگار جهانيان از او پرسيد
«قالَ يا إِبْلِيسُ ما مَنَعَكَ أَنْ تَسْجُدَ لِما خَلَقْتُ بِيَدَيَ- گفت: اى ابليس چه چيز تو را از سجده كردن در برابر آنچه من با دو دست خود آفريدهام منع كرد؟» مفسّران را در تفسير كلمه «بيدىّ- به دو دست خود» تفسيرهاى بسيار است، امّا تفسيرى كه- به نظر من- به روند مطلب نزديكتر است اين است كه مراد همانا قدرت است، گرچه افزوده است «بيدىّ» زيرا خداى سبحان راست و