تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٩٢ - شرح آيات
شده كه پيامبر با تحميل اندوه و نگرانى بىحد بر خود به خاطر كسانى كه رسالت را نمىپذيرند خويشتن را نكشد، و بداند كه مسئوليّت او به رساندن رسالتش پايان مىيابد، و اين امر براى مؤمنانى كه در خطّ پيامبر (ص) راه مىسپارند نيز مهمّ است، پس وظيفه ايشان اين است كه خود و رفتار خويش را بر حسب تعليمات پروردگارشان ضمن دعوت مردم به سوى او، تطبيق دهند و هماهنگ كنند، اگر مردم ايمان آوردند به ايشان مىپيوندند، و اگر كفر ورزيدند خود دانند و كار خود، و از مؤمنان خواسته نشده كه بيش از حدّ لزوم در راهنمايى مردم زيادهروى كنند، زيرا اين كار ايشان را از پارهاى وظايف واجب ديگر باز مىدارد، و حركت آنان را به عقب مىافكند، بدين لحاظ كه ايشان كوششهايى مكرّر به كار مىبرند كه شايستهتر است آنها را در مورد كارها و طرحهايى مصروف كنند كه كار را يك گام به پيش ببرد.
[١٨٠] در پايان اين سوره كه روند آن به بررسى موضوع شرك و پارهاى انديشههاى/ ٣٠٠ خطا و تصوّراتى كه مشركان بدان معتقدند پرداخته است، منزّه شمردن خداى عزّ و جلّ را با گرامىترين و شكوهمندترين الفاظ در پيشگاه ذات متعال او مىيابيم كه همان لفظ «سبحان» است.
دعوت قرآن از مؤمنان در اين خصوص كه در اندرز دادن به مشركان زيادهروى نكنند بدين معنى نيست كه به وجود مشركان و آنچه آنها ادّعا مىكنند و انجام مىدهند راضى شوند، بلكه بر مؤمنان واجب است كه براى منزّه شمردن خدا در تسبيح باشند (و سبحان اللَّه گويند) و اين براى آن است كه از شرك مشركان تأثير نپذيرند، زيرا از ويژگيهاى طبيعت بشر تأثيرپذيرى از انديشههاى ديگران است، هر چند جزئى باشد، و اگر قادر نيستند كه به كردار يا گفتار در برابر مشركان موضعگيرى كنند، پس در دلهاى خود، بسيار و بسيار به تسبيح پروردگار خويش بپردازند.
«سُبْحانَ رَبِّكَ رَبِّ الْعِزَّةِ عَمَّا يَصِفُونَ- منزّه است پروردگار تو- آن پروردگار پيروزمند- از هر چه به وصف او مىگويند.»