تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٣ - شرح آيات
ناخودآگاه از ردّ ديگران و جنگ به صورتهاى گوناگون آن با توجه به ضعف و تنهايى خود رنج مىبرد، آن گاه احساس مىكند كه بدين خطّ و اين تاريخ با عظمت وابسته است.
دوم: قرآن وحدتى است يگانه و يكپارچه، و بعضى از آن بعضى ديگرش را كامل مىسازد. پس براى خواننده قرآن امكان دارد كه در سوره الصّافات تفصيل و جزئيات مطلبى را كه سوره ص بدان اشاره كرده است بيابد، و همچنين در مورد ديگر سورهها با يكديگر، و بر ما واجب است از كسانى نباشيم كه قرآن را پاره پاره انگاشتند [٥٤] و ديدگاهشان نسبت بدان ديدگاهى تجزيهگرانه شد، بلكه براى شناخت آيات قرآن از خلال نظرى جامع و فراگير به تمام آن بكوشيم.
[٤٦] وانگهى قرآن مهمترين چيزى را كه از زندگى ايشان مستفاد مىشود عرضه مىكند، براى آن كه تأكيد كند كه داستانهايى را كه مىآورد براى سرگرمى يا تنها افزودن شناخت نسبت به تاريخ نيست بلكه به راستى براى آموختن و اندرز گرفتن است. خداى تعالى درباره ابراهيم و اسحاق و يعقوب گويد
«إِنَّا أَخْلَصْناهُمْ بِخالِصَةٍ ذِكْرَى الدَّارِ- آنان را در خصلت پاكدلى بخشيديم تا ياد قيامت كنند.» هنگامى كه انسان قرآن را مىخواند يا درباره زندگى بزرگان مطلبى مىشنود، نخستين چيزى كه بايد به شناخت آن دست يابد همانا راز عظمت و بزرگى ايشان است، نه تنها براى آن كه آن را بشناسد بلكه براى آن كه او نيز اسباب بزرگى را به كار بندد، و سبب عظمت ايشان و والايى مقامشان همان ايمان ناب به آخرت و ياد كردن آن است كه فاصله ايشان را از نافرمانى دورتر و پيوندشان را به فرمانبردارى نزديكتر مىكند. مگر نه آن كه پروردگار ما در سوره الممتحنه مىگويد
«قَدْ كانَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فِي إِبْراهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ- ابراهيم و كسانى كه با
[٥٤] - با استفاده از تعبير قرآنى سوره الحجر، آيه ٩١: «الَّذِينَ جَعَلُوا الْقُرْآنَ عِضِينَ- آنان كه قرآن را به اقسام تقسيم كرده بودند» بعضى را مىپذيرفتند و بعضى را رد مىكردند- م.