تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٧٢ - شرح آيات
[٤٥] پس از آن كه روند آيات داستان ايوب و بردبارى و پايدارى او را در برابر تمام فشارها به پايان مىبرد، اين داستان را وسيلهاى براى يادآورى از بعضى از پيامبران و انديشيدن در تاريخ ايشان براى عبرت آموزى و درس گرفتن از آن تاريخ قرار مىدهد، زيرا از پيروان رسالتها چنين مىسزد كه به تاريخ رهبران خويش و برادران خود كه پيش از ايشان بودهاند بنگرند و رنجها و پايداريهاى ايشان را در راه خدا ملاحظه و مطالعه كنند، زيرا اين نگرش ايمان آنان را به خط رسالتى خود و اعتماد به خويشتن و تحرّك و پايدارى بر خط و راه درست را مىافزايد.
«وَ اذْكُرْ عِبادَنا إِبْراهِيمَ وَ إِسْحاقَ وَ يَعْقُوبَ أُولِي الْأَيْدِي وَ الْأَبْصارِ- بندگان ما ابراهيم و اسحاق و يعقوب آن مردان قدرتمند و با بصيرت را ياد كن.» آنچه انسان براى رسيدن به كمال نيازمند آن است قدرت و رؤيت يا توانايى و بينايى است، و با قدرت خود آنچه را مىبيند تحقق مىبخشد. به نظر مىرسد كه ظاهر اين آيه بر وجود دستها (مظهر قدرت) و ديدهها (مظهر ديدن) در پيامبران دلالت دارد، امّا مراد و باطن آن قوّت در ايمان و بينايى در دين است، و در حديث منقول از امام باقر- عليه السلام- چنين آمده است كه گفت
«صاحبان قوّت در عبادت و بينش در آن». [٥٣] شايان ملاحظه است كه پروردگار ما در اين جا تنها به دعوت به يادآورى آن بزرگان اكتفاء مىكند، بى آن كه صحنههايى از زندگى ايشان را بر ما عرضه بدارد كه از آنها عبرت گيريم، و همچنين است در مواردى بسيار از قرآن، و اين امر را دلايلى است
/ ٣٨١ نخست: همان صرف تذكر رسالتى به آن كه پيوسته و وابسته به خطّى است كه در آن چنان بزرگانى وجود دارند كه تاريخ مجد و بزرگوارى بشريّت را بنياد نهادهاند، خود امرى بسيار سودمند است كه به انسان ايمان و اعتماد و پايدارى مىبخشد، بر رغم تمام عوامل و شرايط مخالف و معارض، آن گاه كه مؤمن
[٥٣] - همان مأخذ، ص ٤٦٧.