تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥٠٦ - شرح آيات
بهشتهايى كه در آن نهرها جارى است. در آن جا جاويدانند و چه نيكو است پاداش نيكوكاران». [٦٧] چون اين آيه بر پيامبر خدا (ص) نازل شد، بيرون آمد در حالى كه آن را تلاوت مىكرد و لبخند مىزد. آن گاه به اصحاب خود گفت: چه كسى مرا بدان جوان توبه كار راهنمايى مىكند؟ معاذ عرض كرد: اى پيامبر خدا به ما خبر دادهاند كه وى در جايى به فلان و فلان نشانى است. پس پيامبر خدا (ص) با اصحابش روانه شدند تا بدان كوه رسيدند و در جستجوى آن جوان بر آن كوه بالا رفتند، ناگاه جوان را ديدند كه ميان دو تخته سنگ دستهاى خود را به زنجير بر گردن بسته و به پا ايستاده و چهرهاش سياه شده و پلكهاى چشمش از فرط گريه فرو افتاده است، و مىگويد: سرورم آفرينشم را نيكو ساختى و چهرهام را زيبا كردى، كاش مىدانستم بر من چه مىپسندى، آيا مرا در آتش مىسوزانى يا در كنار خود جايم مىدهى؟
بار خدايا، راستى را كه تو به من بسيار احسان كردى و نعمت بخشيدى، كاش مىدانستم كه سرانجام من چه مىشود؟ به بهشتم مىكشانى يا به دوزخم مىرانى؟
بار خدايا، به راستى كه خطاى من از آسمانها و زمين و از كرسى پهناور و عرش عظيم تو بزرگتر است، كاش مىدانستم خطايم را مىآمرزى يا به قيامتم بدان رسوا مىكنى؟ و هم چنان سخنانى نزديك به اين مىگفت و مىگريست و خاك بر سر مىريخت. پس پيامبر خدا (ص) بدو نزديك شد و دستهايش را از گردنش بگشود و خاك را از سرش بزدود و گفت: اى بهلول! مژده باد تو را كه آزاد شده خدا از دوزخى، سپس حضرتش (ص) به اصحاب خود گفت: اين چنين گناهان را جبران كنيد كه بهلول آنها را جبران كرد، سپس حضرتش (ص) آنچه را خداى عزّ و جلّ درباره او نازل كرده بود تلاوت كرد و او را به بهشت مژده داد.
/ ٥١٦ و از خود مىپرسيم: پس از اين آيا براى ما درست است كه در رحمت خدا را با نوميدى بر خود ببنديم؟
و پس از آن كه خدا درى فراخ از رحمت خود بر گناهكاران گشوده، كه
[٦٧] - آل عمران/ ١٣٦.