تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٣١ - شرح آيات
رنگ و يك گونه نيست، بلكه گونههايى متفاوت دارد، زيرا شرك سرسپردگى و تسليم به جاذبيّت مادّه به صورتهاى گوناگون آن است، و مادّه مىتواند زمينى يا شخصى يا ترس و پروايى يا آز و طمعى باشد، و از اين رو رهايى يافتن از شرك و زنجيرهاى آن بايد به رهايى از هر جاذبيّتى باشد كه انسان را به سوى زمين (و متعلّقات زمين) جذب مىكند، تا آدمى بتواند در دور دست آسمان توحيد به پرواز درآيد.
از اين جاست كه مىبينيم قرآن با عظمت در قضيّه توحيد از ضرورت رهايى يافتن از شرك با ما سخن مىگويد، و در هر بار از بعضى انواع شرك گفت و گو مىكند. وانگهى مردم در سرسپردگى و گرايش خود/ ٤٤٢ به مادّه متفاوتند، برخى با صراحت تمام سر مىسپارند، و برخى از آنها سلاح توجيه و بهانه را به كار مىبرند، و بدين سان درهم شكستن پايههاى اين توجيه و بهانهسازى از برجستهترين هدفهاى قرآن حكمت آموز است، و از آن جا كه بهانهها توجيهات هر قوم با قوم ديگر متفاوت است و بلكه حتّى ميان خود افرادى كه به يك مذهب مشركانه وابستهاند نيز تفاوت دارد، قرآن حكمت آموز هر توجيه و بهانهاى را به عنوانى مستقلّ و متفاوت بررسى مىكند.
در اين درس، خدا دو نمونه از مردم را معرّفى مىكند: كافران مشرك كه در حال سختى و گزند با دعا به خدا پناه مىبرند، و مؤمنانى كه در تمام ساعات شب به درگاه خدا دعا مىكنند و نماز مىخوانند و سجده مىگذارند، و به آخرت مىانديشند، و خالصانه خدا را مىپرستند و بدو تسليم شدهاند، تا آرزوها و پندارهايى را درهم بشكند كه بعضى در ارتكاب نافرمانيها بدانها تكيه مىكنند و- مثلا- مىپندارند كه همتايان برساخته نزد خدا شفيع آنان خواهند شد، پس چرا از گناه بپرهيزند؟!
شرح آيات
[٧] بعضى از مشركان شرك خود را با جبر توجيه مىكنند، آن گاه كه