تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٢٨ - شرح آيات
لَمَدِينُونَ- كه مىگفت: آيا تو از آنها هستى كه تصديق مىكنند* آيا آن گاه كه مرديم و خاك و استخوان شديم، كيفرمان مىدهند؟» «مدينون» يعنى بازخواست مىشويم و پاداش مىبينيم، و اين اعتقاد همان است كه بشر را به ستم و انحراف مىكشاند، زيرا به مسئوليّت در برابر گفتارها و كردارهاى خود باور ندارد.
[٥٤] از كامل بودن نعمتها و تمام بودن شادمانيها اين است كه انسان آگاه شود كه از شرّى بزرگ و مهلكهاى كه ديگران از آن نجات نيافتهاند، نجات يافته است، چه لذّت بزرگى به كسى دست مىدهد كه كشتى او در پهنه دريا شكسته شده و امواج خروشان هر كس را كه در آن كشتى بود بلعيده باشند جز او كه به تخته پارهاى چسبيده و با امواج دست و پنجه نرم مىكند و به شناورى ادامه مىدهد تا خدا در آخرين لحظه او را نجات مىدهد. وى هر زمان كه اين حادثه را به يادآور بيشتر احساس آسايش خواهد كرد، و وقتى امواجى را كه آن تخته پاره را دنبال مىكردند به تصوّر درمىآورد، و مىانگارد كه يارانش را به بانگ بلند مىخواند و آنها بدو پاسخى نمىدادند، و گواه هلاكت آنها به سبب گمراهيشان بود، مىخواهد از شادمانى تقريبا به پرواز درآيد. آيا چنين نيست؟ خدا بدين سان نعمت خود را بر مؤمن تمام و كامل مىسازد و او همنشينان بد را كه در برابر گمراهسازى و فشارهاى آنها مقاومت ورزيده است و آنها به دوزخ رفتهاند و او از آتش نجات يافته است به ياد مىآورد. و اكنون آنها را مىبيند كه با نوميدى به دوزخ سرنگون شدهاند و او در بهشت از گرامى داشتگان است.
«قالَ- گويد،» به رفيقان مخلص خود.
«هَلْ أَنْتُمْ مُطَّلِعُونَ- آيا شما مىتوانيد از بالا بنگريد؟» يعنى آيا مىتوانيد خود را با بالا آمدن به رنج افكنيد تا از سرنوشت آن همنشين بد آگاه شويم؟
[٥٥] ولى او خود از فرط شوقى كه دارد تنها، بى آن كه منتظر ديگر ياران