تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٣٩ - شرح آيات
ولى كافران ادّعا مىكنند كه توانگرى آنها و بينوايى فقيران امرى حتمى از سوى خداست.
«قالَ الَّذِينَ كَفَرُوا لِلَّذِينَ آمَنُوا- كافران به مؤمنان گويند.»/ ١٤٣ كافران از اين رو مؤمنان را مخاطب ساختند كه مؤمنان بودند كه به آنها فرمان انفاق مىدادند، زيرا خود به خدا ايمان داشتند، و- بر حسب پندار و ادّعاى كافران- بر آنها بيشتر مىسزيد كه به قدر نيز ايمان داشته باشند، از اين رو كافران مىگفتند
«أَ نُطْعِمُ مَنْ لَوْ يَشاءُ اللَّهُ أَطْعَمَهُ- آيا كسانى را طعام دهيم كه اگر خدا مىخواست خود آنها را طعام مىداد؟» و نگفتند آيا انفاق كنيم، زيرا آنها فقيران را حتى از طعامى كه حقّ هر موجود زندهاى است، چه رسد به انسانى كه نزد پروردگار خود گرامى است، محروم داشتند.
به دامنه فرورفتن آنها در منجلاب بخل و روى گرداندشان از پرهيزگارى بنگر! آرى، خدا از روزى گسترده و وسيع خود به هر كه بخواهد روزى مىدهد، ولى روزى اين گروه فقيران را به دست شما قرار داده، تا ببيند شما چگونه رفتار مىكنيد، و او خود- به موجب حديثى قدسى- فرمايد: «مال مال من است، و فقيران عيال من، و توانگران وكيلان من، و بهترين آنها آن است كه نسبت به عيال من بهتر باشد».
وانگهى پروردگار سبحان ما بنى آدم را گرامى داشته و آنها را در دنيا آزادگانى ساخته و در زمين روزى آنها را به مراتب بيش از رزقشان پراكنده و تأمين كرده است، جز اين كه برخى با افكار جاهلى در كوشش كاهلى كردند و برخى روزى ديگران را زير چتر و پوششى از قوانين ظالمانه به خود اختصاص دادند و منحصر به خود كردند، و اين هر دو سببهاى اصلى گسترش فقرند، و از روشهاى پيكار با فقر، مبارزه با فرهنگ جاهلى، و اصلاح سازمانهاى ستمكار است، و انفاق يكى از مهمترين راههاى پيكار با فقر محسوب مىشود، زيرا بيگمان درمانى است