تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٣٣٣ - معناى فتنه
او كشته شد. چون اوريا كشته شد آن دو فرشته بر او در آمدند و نشستند و داود با زن اوريا كه در عدّه خود به سر مىبرد زناشويى نكرده بود، و او در روز عبادت خود در محراب خويش بود، پس آن دو فرشته از سقف خانه وارد شدند و برابر او نشستند، داود از آن دو ترسيد و آن دو گفتند: «لا تَخَفْ خَصْمانِ بَغى بَعْضُنا عَلى بَعْضٍ فَاحْكُمْ بَيْنَنا بِالْحَقِّ وَ لا تُشْطِطْ وَ اهْدِنا إِلى سَواءِ الصِّراطِ- مترس! ما دو مدّعى هستيم كه يكى بر ديگرى ستم كرده است. ميان ما به حق داورى كن و پاى از عدالت بيرون منه و ما را به راه راست هدايت كن»، [١٨] داود را آن زمان نود و نه زن اعمّ از صاحب مهر تا كنيز بود، آن گاه يكى از آن دو به داود گفت: «إِنَّ هذا أَخِي لَهُ تِسْعٌ وَ تِسْعُونَ نَعْجَةً وَ لِيَ نَعْجَةٌ واحِدَةٌ فَقالَ أَكْفِلْنِيها وَ عَزَّنِي فِي الْخِطابِ- اين برادر من است. او را نود و نه ميش است و مرا يك ميش. مىگويد: آن را هم به من واگذار و در گفتگو بر من چيره شد» [١٩] يعنى بر من ستم راند و با من درشتى كرد و مرا مقهور ساخت. پس داود، چنان كه خداى عزّ و جلّ حكايت كرده است، گفت: «لَقَدْ ظَلَمَكَ بِسُؤالِ نَعْجَتِكَ إِلى نِعاجِهِ- او كه ميش تو را از تو مىخواهد تا به ميشهاى خود بيفزايد بر تو ستم مىكند» [٢٠] تا آن جا كه فرمايد: «وَ خَرَّ راكِعاً وَ أَنابَ- به ركوع در افتاد و توبه كرد». [٢١] (مفسّر يا راوى) گويد: آن گاه فرشتهاى كه ضدّ او دادرسى شده بود خنديد و گفت: اين مرد ضدّ خود حكم كرد؛ داود گفت: در حالى كه نافرمانى كردهاى مىخندى؟ من همّت بر آن گماشتم كه خاشاك بر دهانت ريزم. (راوى) گويد: آن گاه آن دو به هوا برخاستند و فرشتهاى كه ضدّ او دادرسى شده بود گفت: كاش داود مىدانست كه او از من سزاوارتر است كه خاشاك بر دهانش ريزند؛ پس داود موضوع را دريافت و خطاى خود را به ياد آورد و چهل روز در سجده بماند و شبانه روز مىگريست و جز به هنگام نماز برنخاست، چندان كه پيشانيش
[١٨] - همين سوره ص/ ٢٢.
[١٩] - همين سوره ص/ ٢٣.
(٢٠، ٢١)- همين سوره ص، همين آيه ٢٤.