تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٦١ - شرح آيات
و مؤمنان مىبينى؟
به راستى كه مؤمنان را به مجرّد ياد خدا دل مىهراسد، پس چگونه هنگامى كه رسالت و پيام خدا را براى آنها تلاوت مىكنند صاعقه زده و بيهوش نشود، همانا اين خداست كه با ايشان سخن مىگويد، چگونه سخت و تأثّر ناپذير بمانند؟ بلى. من و امثال من كه شهوتها دلهايمان را از هر سو در برگرفته آن حالت را نمىشناسيم، مگر آن كه خدا پردهها و موانع را بردارد و دل به نور پروردگار پيوندد.
«ثُمَّ تَلِينُ جُلُودُهُمْ وَ قُلُوبُهُمْ إِلى ذِكْرِ اللَّهِ- سپس تنها و دلهايشان به ياد خدا بيارامد.» چون آثار برخورد از ميان برود، و خرد به تأييد خدا بر هراس رويارويى غلبه كند تنها براى تعبير از سرسپردگى و خشوع دل و آمادگى براى پذيرا شدن روشنايى هدايت نرم شود و بيارامد.
مفسّران گفتهاند: همانا لرزش تن تعبير از خوف آنان از عذاب خداست، امّا هنگامى كه مىآرامد دليل بر آرزومندى آنان به رحمت خداست. و بدين سان دل مؤمن ميان بيم و اميد به سر مىبرد.
/ ٤٧٢ فخر رازى گويد: در واقع دو مقام ياد شده در اين آيه «تقشعر و تلين- لرزيدن و آرميدن» را واجب نيست منحصر به شنيدن آيه عذاب و رحمت بدانيم، بلكه آن حالت نخستين مراتب است و پس از آن در حصول اين دو حالت مراتبى بىحدّ و حصر وجود دارد.
آن گاه اين مفسّر بزرگ مىپردازد به فرق ميان حالت مؤمنان هنگام تلاوت قرآن، و حالت وجد صوفيان هنگام شنيدن اشعار هجران و وصال و مىگويد: شيخ ابو حامد غزالى پرسشى را در كتاب «احياء علوم الدّين» آورده و آن اين است كه ما بسيارى از مردم را مىبينيم كه هنگام شنيدن ابيات مشتمل بر شرح وصال و هجران وجدى تمام در ايشان پديدار مىشود و به هنگام شنيدن آيات چيزى از اين احوال در آنان به ظهور نمىرسد، آن گاه او اين معنى را مسلّم گرفته و عذر در آن را از راههاى