تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٤٥٧ - شرح آيات
كه دل سخت همچون تخته سنگ سخت براى معارف حق گنجايش ندارد و در برابر ريزش باران جان نمىگيرد و گلى نمىروياند و به استقبال نسيم نمىرود و جنبشى نمىنمايد.
پيامبر گرامى ما به ابن مسعود چنين سفارش كرد و بدو گفت: «اى ابن مسعود! كسى كه خدا دلش را گشوده باشد در پرتو نور پروردگارش قرار دارد، زيرا به راستى چون نور بر دل افتد آن را مىگشايد و باز مىكند. گفتند: اى پيامبر خدا آيا آن را نشانهاى است؟ گفت: آرى، روى گرداندن از سراى فريب و غرور، و توجّه به سراى جاودانگى، و آمادگى براى مرگ پيش از فرو رسيدن فوت، پس هر كس به دنيا بىميلى كند آرزوى خود را در آن كوتاه مىسازد و آن را به اهلش وامىگذرد». [٣٣]/ ٤٦٨ «فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ- او بر پرتو نور پروردگارش جاى دارد،» و به نور ربّانى است كه دل انسان به عالم حقايق مىپيوندد، و براى دريافت آنها فراخ مىشود، و بدانها گشوده مىگردد، و نور خدا همان عقل است كه از وحى پرتو گيرد، و شايد تعبير به «على بر» براى رساندن اين معنى است مؤمن بر راهى راست و روشن شده راه مىسپارد، همچون گفته او سبحانه: «أُولئِكَ عَلى هُدىً مِنْ رَبِّهِمْ- آنان از سوى پروردگارشان بر راه هدايتند». [٣٤] ممكن است از اين آيه دريابيم كه دل را دو حالت است: حالتى كه در بر خود مىبندد و جز خويش را نمىبيند و تنها در چارچوب منافع و آرزوها و پندارهاى خود به سر مىبرد، و جهان پيرامونش را براى خود مىخواهد، پس سخت مىشود و همراه با آرزوها و اميالش دگرگونى مىيابد، و جامه آلودگى و طبيعى مسلكى در مىپوشد، قانون را نمىشناسد، و به سنّت ايمان ندارد، و در مثل همچون كسى است كه در اتاقى به سر مىبرد و مىپندارد هيچ كس در آن اتاق همراه او
[٣٣] - بحار الانوار، ج ٧٧، ص ٩٣.
[٣٤] - البقره/ ٥.