تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٧ - شرح آيات
شرح آيات
[١٣٩- ١٤٠] «وَ إِنَّ يُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِينَ* إِذْ أَبَقَ إِلَى الْفُلْكِ الْمَشْحُونِ- و يونس از پيامبران بود* چون بدان كشتى انباشته از مردم گريخت.» و «آبق» فرارى است، و «مشحون» انباشته است.
[١٤١] چون كشتى به پيمودن دريا پرداخت و سرنشينانش از غرق شدن هراسيدند پيشنهاد كردند كه قرعهكشى كنند تا يك تن از مسافرانش را براى سبك كردن وزن كشتى به دريا افكنند.
«فَساهَمَ- پس او با آنان قرعه كشيد،» يعنى يونس پيامبر پس از آن كه با آنها در قرعهكشى موافقت كرد.
«فَكانَ مِنَ الْمُدْحَضِينَ- و از بىنصيبان بود.» و «المدحض» كسى است كه بخت ندارد، و سه بار در قرعه بازنده شد.
[١٤٢] چون كار چنين شد او را به دريا افكندند.
«فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَ هُوَ مُلِيمٌ- پس ماهى كلان (نهنگ) ببلعيدش و او در خور سرزنش بود.» و «المليم» كسى است كه رفتارى مىكند كه در خور ملامت و سرزنش است.
[١٤٣- ١٤٤] ولى يونس خطاى خود را دريافت و بدان اعتراف كرد و به راه توبه و خشنودى خدا كه همان آمرزشطلبى و تسبيح است راه يافت- و بر ما نيز واجب است كه چون به دام نافرمانى مىافتيم اين چنين كنيم/ ٢٨٥- و بدين وسيله آن پيامبر (ع) آزمون سخت خود را گذراند تا براى بشريّت درسى در چارهجويى و درمان خطا بازنهد. و اگر او خطاى خود را اصلاح نكرده بود، به يقين خطا پيرامونش را فرا مىگرفت.
«فَلَوْ لا أَنَّهُ كانَ مِنَ الْمُسَبِّحِينَ* لَلَبِثَ فِي بَطْنِهِ إِلى يَوْمِ يُبْعَثُونَ- پس اگر نه از تسبيح گويان بود* تا روز قيامت در شكم نهنگ مىماند.»