تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٨١ - شرح آيات
خود را در امر آفرينش توضيح مىدهد گويد
«إِنَّما أَمْرُهُ إِذا أَرادَ شَيْئاً أَنْ يَقُولَ لَهُ كُنْ فَيَكُونُ- چون بخواهد چيزى را بيافريند، فرمانش اين است كه مىگويد: موجود شو؛ پس موجود مىشود.» پس بيرون تراويدن و فيضان يا برآمدن از سرچشمه نيست، و نيز دورهاى وجودى چنان كه دهريان و فيلسوفانى كه از آنها تأثير پذيرفتهاند مىگويند نيست، بلكه در واقع فعلى است ايجاد شده از پروردگار قدرت و توانمندى، پس بر حسب حديثى نسل به نسل، چون بخواهد، با قدرت عظيم خود مشيّت را مىآفريند و چيزها را بدان مشيّت و اراده به وجود مىآورد.
و تعبير به «يقول مىگويد» براى بيان حدوث اراده است، و گرنه پروردگار ما از ايجاد تحوّل و توسّل به وسايل در انجام كارها و درست كردن چيزها بىنياز است، و در كلام امير مؤمنان (ع) چنين آمده است
«بدانچه بودنش را اراده كند، گويد: (باش!) پس هست شود، نه با صدايى كه به گوش فرو رود و نه با ندايى كه شنيده شود، بلكه گفتار او- سبحانه- همان كردار اوست كه از نيستى به هستى مىآورد و شكل و صورت مىبخشد، در حالى كه آن موجود (حادث) پيش از آن وجود نداشته، و اگر از آن پيش وجود مىداشت و قديم بود بيگمان مىبايست خدايى ديگر داشته باشد». [٤٩] به راستى كه كلمات در بيان غيب الهى عاجز و ناتوان فرو مىمانند، و حقايق پنهان عالم غيب- به قدر توانايى ما- بدانچه در عالم شهود بدانها نزديك باشد به ذهن ما نزديك مىشود (و به تصوّر ما درمىآيد)، پس ما- مثلا- هنگامى كه چيزى را مىخواهيم و اراده مىكنيم امر بدان مىدهيم و امر و فرمان دادن بنا بر عادت به گفتن (و فرمودن) تعبير مىشود، از اين روست كه در قرآن مىبينيم از امر خدا به «كلمه» يا «قول» تعبير شده است.
خدا اين توانايى را به اهل بهشت داده است، و در آيهاى كه پيشتر گذشت
[٤٩] - نهج البلاغه، خطبه ١٨٦، ص ٢٧٤؛ بنگريد به چاپ دكتر شهيدى، ص ٢٠١.