تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٥١٧ - شرح آيات
هر گونه بخواهد در آن دو تصرّف مىكند، و «مقاليد» جميع مقليد يا مقلاد و معناى آن كليد است./ ٥٢٧ پس كليدهاى آسمانها و زمين در دست اوست عزّ و جلّ، و بودن كليدهاى چيزى در دست او دلالت بر آن دارد كه در آن چيز و آنچه محتواى آن است دخل و تصرّف مىكند.
شايد كلمه كليدها ما را به وجود سنّتها و نظامهايى كه بر اين هستى حكمرواست دلالت كند، با آن كه پروردگار ما فراتر از سنّتها و قوانين و نظامهاست، جز اين كه او با حكمت خود از خلال آنها بر آفريدگان تسلّط و هيمنه دارد، و براى آن كه مؤمنان به ذات متعال او تسليم شوند، و نشانههاى او را پيروى كنند. پس تنها آنانند كه در زندگى رستگار و كامياب مىشوند و بهتر از ديگران زندگى را به مصلحت خود رام مىكنند و به كار مىگيرند.
«وَ الَّذِينَ كَفَرُوا بِآياتِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الْخاسِرُونَ- و آنها كه به آيات خدا كافر شدهاند زيان ديدگاناند.» و «آية» همان علامت و نشانه از چيز است، و آيات خدا علامات راهنمايى به حق و صلاح است، و وقتى كافران آنها را رد مىكنند و نمىپذيرند گمراه مىشوند و به كاميابى و نجات نمىرسند.
[٦٤] خدا به پيامبر گرامى خود (ص) فرمان مىدهد كه با آن گروه مبارزه كند و بستيزد.
«قُلْ أَ فَغَيْرَ اللَّهِ تَأْمُرُونِّي أَعْبُدُ أَيُّهَا الْجاهِلُونَ- بگو: اى نادانان، آيا مرا فرمان مىدهيد كه غير خدا را بپرستم؟» آنها نسبت به خدا جهل مىورزند، و هيمنه و تسلّط مطلق او را بر همه چيز و آفريدن آنها را از او نمىدانند و نمىشناسند، و در اين گرداب جهل، وقتى بيشتر و ژرفتر غوطهور مىشوند كه مىپندارند همتايانى كه به جاى او گرفتهاند شايستگى پرستش دارند و به مردم امر مىكنند كه به آنها سرسپارند و خضوع كنند.
شرط نيست كه اين همتايان (و بتها) حتما از سنگ باشند، بلكه هر باطلى كه انسان بدان سرسپارد و خضوع كند همان است، خواه در انديشه و فكرى نمودار