تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ١٥١ - شرح آيات
شيطان را رها كنند. امّا آيا پرستش خدا همراه با پرستش شيطان امكان دارد؟
هرگز ... پس ناگزير بايد پرستش شيطان را رد كرد تا پرستش خداى رحمان صورت پذيرد.
«أَ لَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يا بَنِي آدَمَ أَنْ لا تَعْبُدُوا الشَّيْطانَ- اى فرزندان آدم، آيا با شما پيمان نبستيم كه شيطان را نپرستيد؟» شيطان كجاست؟ او مانند خون در وجود آدميزاد در گردش و با او همراه است، ولى دل به اذن خدا و با الهامى كه پروردگار درباره فجور و تقوا بدان مىكند از وجود او آگاه مىشود و وسوسه شيطان را از وحى عقل باز مىشناسد و تمييز مىدهد.
/ ١٥٦ و هنگامى كه انسان عزم خود را بر پيكار با شيطان جزم مىكند هر چه بيش و بيشتر، در دل خود بانگ گمراهى را از فطرت هدايت و رهيابى باز مىشناسد.
آن گاه به وسيله پيامبران خدا و رسالتهاى ايشان وحى به او مىرسد تا حجّت بر او تمام شود، در اين هنگام نداى خداى رحمان كه در دل اوست با نداى الهى، بر زبان پيامبر و كتاب خدا كه با او فرستاده شده است به يكديگر برمىخورد و همراه مىشود.
بدين سان شخص دو وسيله سنجش براى شناختن شيطان دارد: اوّل آنچه از راه عقل در قلبش وجود دارد، و دوّم: آنچه به پيامبران وحى شده است.
«إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُبِينٌ- زيرا دشمن آشكار شماست.» شيطان مىكوشد آدمى را بفريبد و بدو بنمايد كه دوست اوست، و هر گمراهى را كه بدان اشاره مىكند محض نصيحت و دلسوزى است. برخى از مردم بدين بهانه كه فريب او را خوردهاند به دام شيطان مىافتند، ولى پروردگار ما مىگويد: همانا او دشمنى است آشكار، و هيچ كس را در پيروى از او عذر و بهانهاى نيست، مگر آن كه خود خويشتن را فريب داده باشد. و نشانه دشمنى شيطان نيز اين است كه به چيزى فرمان مىدهد كه انسان مىداند آن چيز زيانبار است.