تفسير هدايت - المدرسي، السيد محمد تقي - الصفحة ٢٧٨ - شرح آيات
بدين معنى كه گورش در شكم نهنگ مىبود.
[١٤٥] ولى خدا او را پس از توبهاش از شكم نهنگ بيرون آورد.
«فَنَبَذْناهُ بِالْعَراءِ وَ هُوَ سَقِيمٌ- پس او را به خشكى افكنديم، و او بيمار بود.» يعنى بسيار بيمار، و «سقم» شدّت بيمارى است، و «عراء» همان صحراست.
[١٤٦] «وَ أَنْبَتْنا عَلَيْهِ شَجَرَةً مِنْ يَقْطِينٍ- و بر فراز سرش بوته كدويى رويانيديم،» زيرا او براى درمان بيمارى شديدش نياز به سايه داشت. امام على (ع) گفت
«خدا بدان نهنگ فرمود او را از دهان بيرون افكند، پس او را به ساحل دريا بيرون افكند، و پوست و گوشت او فروريخته بود، و خدا بر سر او بوته يقطينى كه همان كدو باشد برويانيد، و در برابر آفتاب بر او سايه افكند، آن گاه بدان بوته فرمود از سر او كنار رود و آفتاب بر او افتاد، وى بانگ بىتابى برداشت، آن گاه خدا بدو وحى كرد: اى يونس! چرا بر صد هزار تن يا بيشتر رحم نكردى در حالى كه خود از ساعتى درد بانگ و ناله برمىآورى؟ گفت: پروردگارا عفو كن، عفو كن، پس خدا بدن از دست رفته او را بدو بازگرداند، و او نزد قوم خود بازگشت و آنان بدو ايمان آوردند». [٥٦] به نظر مىرسد كه آن بوته تنها بر او سايه افكن نبوده بلكه بيمارى او را نيز درمان مىكرده است، زيرا طبيعت ميوه آن بوته- كه همان كدو باشد- سرد است و چنان كه گويند براى پيكر ملتهب و برافروخته سودمند است.
/ ٢٨٦ [١٤٧] بدين سان يونس از بيمارى خود برخاست تا اقدام جهادى خود را از نو به وحى خداى عزّ و جلّ، كه او را برانگيخت تا تجربهاش را با قومش تكرار كند،
[٥٦] - نور الثقلين، ج ٤، ص ٤٣٦.